گنجشک از آنکه فزون دارد تاو(؟)
در کشیده بهپشت ماهی و گاو
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گنجشک از آنکه فزون دارد تاو(؟)
در کشیده بهپشت ماهی و گاو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گنجشکی در حسرت دارد و از دیگری که فراتر از اوست، یعنی ماهی و گاو، سخن میگوید. او به فزونگی و برتری آنها غبطه میخورد و به نوعی نارضایتی از وضعیت خود را ابراز میکند. این احساس نیاز و آرزو در او به وضوح نمایان است، در حالی که در دنیای اطرافش به غنا و قدرتمندی دیگران توجه دارد.
تاو گویا به معنی تاب باشد یعنی پرش و پرواز.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در هم افتاده اند چون خر و گاو
همه با یکدیگر بکاوا کاو
از برای دو سیر روغن گاو
معده چون آسیا گلو چون ناو
خوان خسرو فلک مثال و در او
افتابی است ده هلال بر او
آفتابی که آفتابش پخت
که نهد بر سپهر خوان مگر او
آفتابی چو غنچه سر بسته
[...]
دو لب زنگیان چو گرده گاو
هر دو سوراخ انفشان چو دو ناو
برگ و شاخی که خورد کرده او
دیدم افتاده نمی خورد او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.