چو بشنید این سخن را سرو آزاد
جوابش داد کای فرزانه استاد
من آن شمعم که صد پروانه دارم
کجا پروای این دیوانه دارم
ندارد سودی این افسانه گفتن
حدیث آنچنان دیوانه گفتن
به دست خود کسی چون مار گیرد ؟
غریبی را کسی چون یار گیرد ؟
چنان شوریدهای با کس نسازد
بود چون او که با وی عشق بازد
من ار با او بیاری سر در آرم
دگر پیش کسان چون سر بر آرم
چو نادان و خیال اندیش مردیست
مرا خواهد محال اندیش مردیست
کسی کو با چنان آشفته رائی
نشیند یک زمان روزی به جائی
همانا زود دشمن کام گردد
میان مردمان بدنام گردد
بگو لطفی یکی زین کوی برگرد
چنین تا چند کوبی آهن سرد
دلت در عشقبازی ناتمام است
بهل تا میزند جوشی که خام است
ز دلداری که باشد دلپذیرت
اگر البته باشد ناگزیرت
طلب کن همچو خود بیآب و رنگی
از این دیوانهای بینام و ننگی
کزین در برنیاید هیچ کامت
بسوزد جان در این سودای خامت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: معشوق در پاسخ به قاصد میگوید که او شمعی است با صد پروانه و نیازی به دیوانگیهای این عاشق ندارد. او به این موضوع اشاره میکند که عشق به چنین شوریدهحالی بیفایده است و هیچ سودی از این افسانهگویی به دست نمیآید. معشوق تأکید میکند که کسی که با چنین شخصیتی ارتباط داشته باشد، به زودی بدنام خواهد شد و از او میخواهد که به دنبال عشق بیپایه و بیمعنی نرود. او همچنین به قاصد هشدار میدهد که این عشق ناتمام است و پیشنهاد میکند که عاشق بهتر است از این پیوندهای بینتیجه فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی سرو آزاد این صحبت را شنید، پاسخ داد: ای استاد فرزانه!
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که دور و برم پر از پروانه است، اما به این دیوانگی هیچ توجهی ندارم.
هوش مصنوعی: برای بیان داستانی که خود واقعی نیست، فایدهای ندارد. گفتن چنین داستانهایی، فقط نشاندهندهی جنون و دیوانگی است.
هوش مصنوعی: آیا کسی به دست خود میتواند مانند مار خطرناک شود؟ آیا کسی میتواند غریبهای را مانند دوست و یار خود در آغوش گیرد؟
هوش مصنوعی: این فرد به قدری دیوانه و عاشق است که هیچکس نمیتواند با او رابطهای برقرار کند و تنها کسی که میتواند با او عشق بازی کند، خود اوست.
هوش مصنوعی: اگر من با او به کمک و دوستی برخورد کنم، دیگر در برابر دیگران مثل گذشته احساس سرشکستگی نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: اگر مردی نادان و خیالی باشد، به طور حتم در دنیای محال و غیرواقعی زندگی میکند.
هوش مصنوعی: کسی که با آدمی که افکار پریشان و نامنظم دارد، مدتی همراه شود، روزی به جایی نمیرسد.
هوش مصنوعی: زود در دل مردم دشمنی ایجاد میشود و این کار باعث بدنامی خواهد شد.
هوش مصنوعی: بگو که چرا باید مدام در این راه سخت و سرد تلاش کنم، در حالی که میتوانم از یک محبت و لطف کوچک بهرهمند شوم؟
هوش مصنوعی: دل تو در عشق بازی هنوز به پایان نرسیده است، صبر کن تا زمانی که احساسات و شور شوقی که در درونت وجود دارد به بلوغ برسند.
هوش مصنوعی: اگر دلجویی به دلخواه تو باشد، پس حتماً باید آن را بپذیری.
هوش مصنوعی: از کسی مانند خودت که هیچ جذابیت و ارزشی ندارد، خواهش کن.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر از این موقعیت هیچ چیز به دست نیاید، جان در این آرزوی بیهوده به آتش خواهد افتاد. به عبارتی، اگر به هیچ نتیجهای نرسی، روح و زندگیات در این خواستههای بیفایده به خطر میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.