دلم ز عشق تبرا نمیتواند کرد
صبوری از رخ زیبا نمیتواند کرد
غم از درون دل من برون نمیآید
که ترک مسکن و ماوی نمیتواند کرد
بروی خوب مرا دیده روشنست ولی
به هیچ وجه مهیا نمیتواند کرد
برفت دوش خیالش ز چشم من چه کند
مقام بر لب دریا نمیتواند کرد
به صبر کام توان یافتن ولیک چه سود
چو صبر در دل ما جا نمیتواند کرد
عبید گه گهی از بهر مصلحت میگفت
که توبه میکند اما نمیتواند کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عجز و ناتوانی دل خود در برابر عشق و زیبایی معشوق اعتراف میکند. او اظهار میکند که حتی با وجود صبر و تلاش، نمیتواند از غم و عشق رهایی یابد. دلش به خاطر زیبایی معشوق روشن است، اما مکملی ندارد و نمیتواند به آرامش برسد. ابراز میکند که تلاش برای توبه و تغییر رفتار نیز بیفایده است و در نهایت تأکید میکند که هیچ تدبیری برای فرار از این حال و احوال نمیتواند مؤثر باشد.
هوش مصنوعی: دل من از عشق به کسی نمیتواند خود را بیتاب و بیقرار نکند و نمیتواند به خاطر زیبایی روی او، صبر کند.
هوش مصنوعی: غم من از دل بیرون نمیآید، چرا که نمیتوانم جایی را ترک کنم و از مکانی که در آن زندگی میکنم جدا شوم.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشان تو به وضوح در برابر من است، اما هیچگونه امکان ندارد که بتوانی آن را به حقیقت نزدیک کنی.
هوش مصنوعی: در شب گذشته خیال او از جلوی چشمانم رفت و من نمیتوانم در چنین حالتی بر لب دریا آرامشی بیابم.
هوش مصنوعی: با صبر میتوان به خواستهها رسید، اما چه فایده اگر صبر نتواند در دل ما جای بگیرد؟
هوش مصنوعی: عبید گاهی به دلایل مصلحتی میگفت که توبه میکند، اما در واقع نمیتواند توبه کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
سفر چو قطره به دریا نمی تواند کرد
ز بس که منفعل از کرده های خویشتن است
فلک نگاه به بالا نمی تواند کرد
کسی که سیر پریخانه قناعت کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.