گنجور

 
 
نسکبان اندروید
مجیرالدین بیلقانی

هنگام آنکه صبح صف آسمان شکست

اول نفس که زد دم شب در دهان شکست

هر بیضه ای که بود برین آشیان سبز

مرغ سپیده دم همه در آشیان شکست

شب دید و من که تیر نفسهای سالکان

[...]

قدسی مشهدی

افروختی ز باده و رنگ بتان شکست

یک گل شکفت و رونق صد گلستان شکست

دادی چو دل ز دست، رهایی طمع مدار

عشق آن طلسم نیست که آن را توان شکست

نورس دماوندی

نورس که خام غم به دل ناتوان شکست

بر خار هم فتاد به بیداد آن شکست

آسان نمی رسد به تو خط سعادتی

در مشق این کمال به مااستخوان شکست

آذر بیگدلی

واحسرتا، که رونق این بوستان شکست

چون نشکند دلم؟! که دل دوستان شکست!

شمع طرب، بمحفل اهل زمانه مرد؛

جام نشاط، د رکف خلق جهان شکست

افگند رخنه یی فلک، اندر سواد خاک؛

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه