گنجور

 
 
نسکبان اندروید
جمال‌الدین عبدالرزاق

ای کریمی که هست گاه کرم

دل و دست تو کان و دریابم

من گرانی نکرده ام هرگز

وز پی نان نبرده ام آبم

گر اشارت شود بکمتر چیز

[...]

حمیدالدین بلخی

همچو کاریگری رسن تابم

هر زمان خویشتن ز بس یابم

نظامی

واجب آن شد که کار دریابم

گر نگیرد، چو دیگران خوابم

مولانا

تشنهٔ خویش کن مده آبم

عاشق خویش کن ببر خوابم

تا شب و روز در نماز آیم

ای خیال خوش تو محرابم

گر خیال تو در فنا یابم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه