گنجور

 
نورعلیشاه

دل خلوت خاص دلبر آمد

دلبر ز کرم به دل برآمد

جان آینهٔ جمال جانان

تن خاک دیار دلبر آمد

ذاتی به ظهور خویش دم زد

صد گونه صفات مظهر آمد

از عکس فروغ روی دلدار

دل آینهٔ منور آمد

شد محفل دل ز غیر خالی

یار از در دلبری درآمد

صد شکر که نور عین و لامم

در راه نجات رهبر آمد

 
 
نسکبان اندروید
انوری

زلفت چو به دلبری درآمد

بس کس که ز جان و دل برآمد

هم رایت خوشدلی نگون شد

هم دولت بی‌غمی سر آمد

دل گم نشود در آنچنان زلف

[...]

عمادی شهریاری

چون نوبت حسن تو در آمد

فریاد ز عاشقان بر آمد

طوطی جمال را لب تو

در دامن عشق شکر آمد

کشتی نیاز را دل من

[...]

سید حسن غزنوی

گلگون رخ یار من دریغا

کز جنگ زمانه در سر آمد

افسوس که نوبهار حسنش

بیرون شد و تیرمه درآمد

ماهش که بتافتی فروشد

[...]

مولانا

برخیز که ساقی اندر آمد

وآن جان هزار دلبر آمد

آمد می ناب وز پی نُقل

بادام و نبات و شکر آمد

آن جان و جهان رسید و از وی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه