صبح دم خیز من النوم الصّلات
چون برآمد بر کفم نه هات هات
آتشی کز ملعمه ی اشراق او
در عرق مستغرق است آب حیات
آفتاب ار می کند نسبت بدو
تا بگویم کان کدام است از صفات
صفوتِ پاکش تعلّق می کند
ذاتِ این نسبت کند با آن به صفات
گر نه رز بودی غرض از بدوِ کون
بر ندادی در زمین هرگز نبات
نافرید ایزد تعالی وحده
جوهری نافع چو می در کاینات
توبه ی من نیست ممکن چون کنم
خوض نتوان کرد در ناممکنات
وصفِ می کردن مرا ادراک نیست
کو برون است از حدودِ مُدرکات
می پرست ار بت پرست است آن منم
می پرستی بهتر است از عزیّ ولات
مصلحان تشنیع بر من می زنند
کای فرو رفته سرت در فاسقات
با کسی چون در جدل آیم به جهل
کو نداند فاسقات از صالحات
می از اینجا می خورم تا می دهند
از نزاری هم نزاری را نجات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف حال خود در هنگام صبح و احساساتش نسبت به وجود خداوند و عالم هستی میپردازد. او با استفاده از تصاویری عرفانی، آتش عشق و تعلق خود را به خداوند بیان میکند و میگوید که درک او از صفات divine محدود و فراتر از فهم انسانی است. شعر همچنین نگاهی انتقادی به جامعه و مصلحانی دارد که او را به باد انتقاد میگیرند و به نوعی او را در گمراهی میپندارند. در انتها، شاعر از می و نوشیدن آن به عنوان منبعی برای رهایی و نجات از دنیا و مسائل انسانی صحبت میکند.
هوش مصنوعی: صبح زود از خواب برمیخیزم و وقتی که زمان نماز فرا میرسد، در دلم احساس شوق و انرژی برای عبادت دارم.
هوش مصنوعی: آتش و شعلهای که از جلوه و نور او در حالیکه در عرق و عواطف غوطهور است، به عنوان آب حیات و نیرو بخش به شمار میرود.
هوش مصنوعی: اگر آفتاب نسبت به او نیکی کند و به او نشان دهد، من میتوانم بگویم که او چه ویژگیهایی دارد.
هوش مصنوعی: پاکی و صفای او به ذات خودش تعلق دارد و این صفات او را به صفات دیگر نسبت میدهد.
هوش مصنوعی: اگر گل سرخ نبود، هدف از آفرینش و پیدایش در این دنیا هرگز به وجود آمدن گیاهان نمیبود.
هوش مصنوعی: خداوندی که یگانه است و وجودش از هر جنس و مادهای نافعتر است، مانند شرابی است که در وجود عالم جاری است.
هوش مصنوعی: توبه کردن من ممکن نیست، زیرا نمیتوان در کارهای غیرممکن وارد شد.
هوش مصنوعی: وصف نوشیدنی مرا نمیتوان فهمید، چون این واقعیت فراتر از آنچه درک میشود، است.
هوش مصنوعی: اگر کسی میپرستد، من آن دیوانهام که به می عشق میورزم. پرستش مینوشی از پرستش عزی و لات بهتر است.
هوش مصنوعی: مصلحان به من عیبجویی میکنند و میگویند چرا سر تو در کارهای ناپسند و زشت فرو رفته است.
هوش مصنوعی: هرگاه با فردی در بحث و جدل قرار میگیرم که از درک و دانش کافی برخوردار نیست، نمیتوانم انتظاری داشته باشم که او تفاوت بین آدمهای بدکار و آدمهای نیکوکار را درک کند.
هوش مصنوعی: من از اینجا مینوشم تا زمانی که میدهند، برای نجات نزار، حتی اگر نزار هم باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای قول دل به رفیعالدرجات
وز برائت به جهان داده برات
پنجم چار صفی از ملکان
هشتم هفت تنی از طبقات
رای رخشان تو بر چشمهٔ خضر
[...]
من نخواهم ز کمند نو نجات
من نجی من کمد العشق فعات
آن خضر بین که چه بازی خوردوست
لب او دیده و خورد آب حیات
گر الف را حرکت نیست چراست
[...]
ای درت کعبه ارباب نجات
قبلتی وجهک فی کل صلات
بر سر کوی تو ناکرده وقوف
حاجیان را چه وقوف از عرفات
رفته آوازه قند تو به مصر
[...]
از مقاصد ندیده کسب نجات
بی خبر از مواقف عرصات
ای صفاتت شده آئینه ذات
کرده ذات تو تجلی بصفات
نوح را لطف تو شد لنگر فلک
تا ز طوفان بلا یافت نجات
خواستم نقش جمالت بکشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.