ای خاک درِ تو آب رویم
بر باد مده چو خاکِ کویم
بیچاره بماندهام کزین پس
ره نیست به عقل چاره جویم
در کورهی آتشِ فراقت
بگدازم اگر ز سنگ و رویم
بر بادِ صبا فشان عرق چین
تا زنده کند صبا به بویم
غمهایِ تو با که بگذرانم
اندوهِ تو با که باز گویم
از صفحهی سینه صبغة الله
ای مدّعان چه گونه شویم
از ضربتِ صولّجانِ زلفش
دل سیر نمیشود چو گویم
آرام دگر نمیکند بیش
در سینه دلِ ستیزه جویم
بر یادِ لبش چو سبزه دایم
تکیه زده بر کنارِ جویم
می در سر و سر ز می پر آشوب
گو باش ستیزهی عدویم
رنگ است درست و پاره پاره
آلوده به خونِ دل رکویم
خون شد دل و قطره قطره بگذشت
بر صفحهی زعفران رویم
از کوزهگران چه باک دارم
مادام که پر بود سبویم
من هیچ نیام چنین گرفتم
نه از متعلّقان اویم
ای آرزوی دل نزاری
کی دست رسد به آرزویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از اندوه و بیچارهگیاش به خاطر فاصلهای که با محبوب دارد، صحبت میکند. او آرزو دارد که خاک وجودش با آب روید و امیدش را از دست ندهد. در آتش عشق و جدایی میسوزد و غمهای محبوبش را نمیتواند با کسی در میان بگذارد. دلش همچنان به یاد لبان محبوبش میتپد و این تنگنا سبب میشود که آرامش را از دست بدهد. شاعر به ناامیدی و دوری خود اشاره میکند و از آرزوهایش سخن میگوید که هرگز به آنها نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: ای خاک درِ تو، آبرویم را به باد نده، چون خاکِ کوی تو هستم.
هوش مصنوعی: من بیچاره و درماندهام و دیگر راهی پیش رویم نیست، از این پس باید به عقل و تدبیرم پناه ببرم.
هوش مصنوعی: اگر باید در دل آتش جداییات بسوزم، حتی اگر از سنگ ساخته شده باشم و ظاهری خشن داشته باشم، این کار را میکنم.
هوش مصنوعی: به نسیم صبحگاهی عطر من را برسان تا دوباره بوی من را زنده کند.
هوش مصنوعی: من نمیدانم با کی غمهایت را تقسیم کنم و چگونه دردهای تو را بیان کنم.
هوش مصنوعی: از دل و جان نیازمند تغییر و تحول هستیم، ای کسانی که ادعای دیانت و عرفان دارید، چگونه میتوانیم به رنگ و حالتی تازه دست یابیم؟
هوش مصنوعی: دل هرگز از تأثیر ضربههای زلف دلبر سیر نمیشود، حتی زمانی که دربارهاش صحبت میکنم.
هوش مصنوعی: دیگر دل پرآشوبم آرام نمیگیرد.
هوش مصنوعی: در یاد لبش همچون سبزهای که همیشه بر کنار جویبار میروید، قرار دارم.
هوش مصنوعی: در دل من عشق و آشوبی از شراب وجود دارد، مانند دشمنی که تصمیم به مبارزه دارد.
هوش مصنوعی: این متن به تصویر کشیدن حالتی از رنج و درد در زندگی اشاره دارد. رنگها به صورت نامنظم و ناپاک شدهاند، درست مانند احساسی که انسان به هنگام غم و اندوه تجربه میکند. خون دل به معنای غم و اندوهی است که به دل انسان میچکد و حالتی از آسیب را به تصویر میکشد. در کل، این جمله به محتوای غم و زخمهایی که دل انسان را درگیر کردهاند، اشاره دارد.
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و پریشان شده و اشکهایم مانند قطرات ریز باران بر روی گل زعفران میچکد.
هوش مصنوعی: من نگران نظر دیگران نیستم، تا زمانی که ظرف من پر از آب است.
هوش مصنوعی: من هیچ چیز نیستم و به او وابسته نیستم.
هوش مصنوعی: ای آرزوی دل، تو که در دلم جایی نداری، کی میتوانم به آرزوهایم دست پیدا کنم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درمان دل خود از که جویم
افسانهٔ خویش با که گویم
تخمی که نروید آن چه کارم
چیزی که نیابم آن چه جویم
آورد فراق زردرویی
[...]
آیینهٔ بخت پیش رویم
اقبال به شانه کرده مویم
گر نیست جمال و رنگ و بویم
آخر نه گیاهِ باغِ اویم؟
ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
کز تست هزار آبرویم
آید همه، بوی آتش دل
هر بار که از جگر ببویم
بیگانه و آشنا به یک بار
[...]
من از تو بجز وفا نجویم
بیرون ز گلی وفا نبویم
الا ره بندگی نپویم
اسرار تو پیش کس نگویم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.