نکرد با سر زلف تو هیچ کار دلم
ببرد در طلب وصل روزگار دلم
بر آتش است درونم چو کوره ی حداد
چگونه بر سر آتش کند قرار دلم
در انتظار خلاصی ز تنگنای وجود
به گردِ سینه برآید هزار بار دلم
چنان که مادر مشفق عزیز فرزندی
غمت به مهر گرفته ست در کنار دلم
چو نیست منزلش اندر خورِ نزول غمت
بود ز روی خیال تو شرم سار دلم
کدام دل، ز کجا دل، که راست دل، کو دل
که از دو دیده برون کردی ای نگار دلم
چو قطره قطره برون شد ز دیده چون گویم
ز من مکابره بر بوده ای بیار دلم
گر اختیار دل از دست پیش ازین رفته ست
کنون ز دست بشد هم چو اختیار دلم
چنان مکن که به حسرت فرو شود جانم
که بس به درد فرو شد به انتظار دلم
چه سود اگرچه بگویی بسی ز بعد وفات
که از وفات نزاری بسوخت زار دلم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت از محبت و آرزوی وصال معشوق خود در رنج است. دل او در پیچیدگی و تنگنای احساسات قرار دارد و حس ناامیدی و انتظار را تجربه میکند. حال او به کورهای تشبیه میشود که درونش میسوزد و آرامش را نمییابد. به تصویر کشیده شده است که عشق او مانند مهر مادری، فضای سینهاش را پر کرده و همواره در اندیشه معشوقش است. در انتها، شاعر با اشاره به این که انتظارش به درد و حسرت بدل میشود، به ناامیدی خود از وفات و بیخبری معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من هیچ کاری با موهای تو نکرد، بلکه تمام تلاشش در آرزوی وصالت گذشت.
هوش مصنوعی: من درونم همچون کورهای داغ و پرآتش است، چطور میتوانم در چنین حالتی آرامش داشته باشم؟
هوش مصنوعی: دل من بارها و بارها از تنگی و محدودیتهایی که در زندگیام دارم، شکایت میکند و در آرزوی آزادی و رهایی است.
هوش مصنوعی: مثل مادری مهربان که فرزندش را با عشق در آغوش گرفته است، غم تو هم در کنار دلم قرار دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که جایی برای آرامش و نزول احساسات من نیست، غم تو به خاطر خیال تو، دل مرا شرمنده و نگران میکند.
هوش مصنوعی: کدام دل است که از کجاست، دل درست کجاست؟ کجا است دل که تو، ای عزیز قلبم، از دو چشمانم بیرون آمدهای؟
هوش مصنوعی: وقتی اشکهایم به آرامی از چشمانم میریزد، چگونه میتوانم بگویم که در دل من مکابره (نبرد) وجود داشته است؟ بیا و این احساس را به دل من بیاور.
هوش مصنوعی: اگر کنترل دل را پیشتر از دست دادهام، حالا هم که از دستم رفت، مانند همان کنترلی است که بر دلم داشتم.
هوش مصنوعی: این طور رفتار نکن که جانم از حسرت در عذاب باشد، چرا که دلم قبلاً به خاطر انتظار خیلی رنج کشیده است.
هوش مصنوعی: چه فایده دارد اگر بعد از مرگ بگویی که به خاطر وفات نزار دل من بسیار ناراحت و سوخته است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم
خبر کنش که: زهی بیخبر ز کار دلم!
شکستهٔ غم عشقت ز روزگار، ای دوست
دل منست، که شادی به روزگار دلم
کنون که در پی آزار من کمر بستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.