جان و دل بنهاده ام تا می خورم
دین و دل بفروختم تا می خرم
شب به روز آخر کی آرم بی شراب
بی می آخرروز با شب چون برم
بی می اَم دم بر نمی آید ز حلق
بل فرو می ریزد از هر پیکرم
می توانم دید با می سرَ غیب
گر به چشم استحالت بنگرم
می شود بیضا کفم از نور می
هر چه یاد از لن ترانی آورم
با خلیلم خوش تر آید از حریر
گر بود بر فرش آتش بسترم
از حبیبم باز می دارد رقیب
گاه و بی گه تا به کویش نگذرم
هر زمان الحمدلله العزیز
روی در روی خیالش خوش ترم
دوست خود می آید و او بی خبر
بل که من هم، وین که دارد باورم
آن که دارد در همه اکوان ظهور
طرفه باشد گر درآید از درم
از ملامت گوی بستاند به حق
داد من روز قیامت داورم
معترض عیب نزاری گو مکن
من چنین بیهوده غم تا کی خورم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شیدایی خود نسبت به معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که تا چه اندازه برای وصال او تلاش میکند. او در مینوشی و حال خوشی که از آن بهدست میآورد، از دین و دل خود میگذرد و اشتیاق و وابستگی خود به معشوق را بیان میکند. این عاشق در اوج عشقش به معشوق، از هر نوع انتقاد و ملامت بینیاز است و خود را راضی میداند حتی در سختیها. در نهایت، او از فراق و دوری سخن میگوید و به تلخی غم ناشی از دوری میپردازد.
هوش مصنوعی: من جان و دلم را فدای نوشیدن کردهام و به خاطر خریدن، دین و دل خود را فروختهام.
هوش مصنوعی: شب به پایان خود نزدیک میشود و من در این لحظه احساس میکنم که بدون نوشیدنی و شادابی نمیتوانم از روز به شب برسم.
هوش مصنوعی: بدون شراب، نمیتوانم حرفی بزنم و اگر هم بگویم، از وجودم خارج میشود و ریزش میکند.
هوش مصنوعی: میتوانم با چشم و دل خود به جهان نهان و پنهان نگاه کنم، اگر به حالت و چهرهات دقت کنم.
هوش مصنوعی: دست من از نور شراب رنگی روشن میشود، و هر چه به یاد نمیتوانی مرا ببینی، به ذهنم میآید.
هوش مصنوعی: در کنار خلیل، زندگی برایم زیباتر است حتی اگر به جای نرمی حریر، بر فرش آتشی بخوابم.
هوش مصنوعی: رقیب من را از دوست عزیزم دور میکند و گاهی اجازه نمیدهد که به دیدن او بروم.
هوش مصنوعی: هر وقت که به یاد او میافتم و در خیال او غرق میشوم، احساس خوشحالی و رضایت بیشتری میکنم.
هوش مصنوعی: دوست من به خانهام میآید و او از این موضوع بیخبر است، حتی خود من هم از آمدنش بیخبرم. اما او به من اعتقاد دارد و این برای من اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در تمام مراحل زندگیاش جلوهگری میکند، جالب و شگفتانگیز خواهد بود، حتی اگر از درِ من وارد شود.
هوش مصنوعی: کسی که به من ملامت میکند، باید بداند که در روز قیامت، حق با من است و داور اصلی خودم هستم.
هوش مصنوعی: هیچگاه به انتقاد در مورد عیبهای من نپرداز، چرا که من تا کی باید اینگونه بیدلیل ناراحت باشم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر تویی ای چرخ گردان مادرم
چون نهای تو دیگر و من دیگرم؟
ای خردمندان، که باشد در جهان
با چنین بد مهر مادر داورم؟
چونکه من پیرم جهان تازه جوان
[...]
عقل صد مسهل به طبعم بیش دارد
تا چنین در نظم و نثرش کرد نرم
چون بدانستم که بی اسهال او
مجلس سردان نخواهد گشت گرم
کافرم گر قطرهای زین پس ریم
[...]
دخل عمرم خرج شد در انتظار
گرچه من بر صبر کردن قادرم
بیش ازین دانم که تاب صبر نیست
فی المثل گر خود ادیب صابرم
گر شود این آهنت چون موم نرم
تو شوی در عشق، چون داوود گرم
چون گذشت آن مجلس و خوانِ کرم
دست او بگرفت و بُرد اندر حرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.