دوش آمد بر سرم سرو خرامان نیمه شب
کیست گفتم آن که می آید بدین سان نیمه شب
خود به گوش او رسید آواز من گفت آشنا
آفتابی دیده ای ناخوانده مهمان نیمه شب
بی خبر بر جستم و در پایش افتادم که چیست
هم چنین تنها چرایی بی رقیبان نیمه شب
گفتم ای آرام جان چون آمدی از راه دور
مست و لایعقل چنین افتان و خیزان نیمه شب
گفت بنشین نقد را دریاب نادانی مکن
رغم فرداد داد عیش از عمر بستان نیمه شب
می بیار و جام در ده خوش برآی و جمع باش
زلف من پیرامن مه بین پریشان نیمه شب
خود رقیبان را که نتوانی به چشم از دور دید
چون به عمدا ابتدا کردی از ایشان نیمه شب
محرم مردان بود شب در میان نه راز او
هر کجا خواهی توانی رفت پنهان نیمه شب
رحمم آمد بر مناجات تو اینک آمدم
تا خلاصی دادمت از دست هجران نیمه شب
روز تر دامن بود خود را نگه می دار از او
سایه ی شب گیر می رو هم چو مردان نیمه شب
گر نداند کس نزاری گو مدان ماییم و بس
اتصال جان چنین باشد به جانان نیمه شب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ملاقات یک محبوب رازآلود در نیمه شب سخن میگوید. او ابتدا با شگفتی از حضور این مهمان ناگهانی میپرسد و محبوبش خود را معرفی میکند. در ادامه، محبوب به شاعر توصیه میکند که از زندگی لذت ببرد و در جمع فروغ عشق غرق شود. شاعر از قدرتی که این شب به او میدهد، یاد میکند و بیان میکند که در این تاریکی میتواند به پنهانی عشق ورزد و رازهای نهان را کشف کند. در انتها، شاعر به عاقبت رسیدن به وصال میاندیشد و تأکید میکند که در دل شب تنها به محبوبش تعلق دارد.
هوش مصنوعی: دیشب در نیمه شب، زنی با ظاهری زیبای ظریف به بالای سرم آمد. وقتی از او پرسیدم که کیست، پاسخ دادم که او همان کسی است که در این ساعت از شب به این شکل آمده است.
هوش مصنوعی: صدای من به گوش او رسید و او گفت: آیا آشنایی با آفتاب داری؟ تو مهمان ناخواندهای در نیمهشب!
هوش مصنوعی: بیخبر جلو رفتم و در دام او افتادم. چه چیز باعث میشود که این گونه بیرقیب در نیمه شب تنها بمانم؟
هوش مصنوعی: گفتم ای عشق و دلدار من، چگونه است که از مسافتی دور به این شکل و حالتی وارد شدی، گیج و سرمست و در نیمه شب به حالت افتادن و برخاستن؟
هوش مصنوعی: بنشیند و از فرصتها بهرهبرداری کن، بیخودی نکن و نگران آینده نباش، زیرا زندگی را در شب و نیمه شب میتوان به بهترین شکل سپری کرد.
هوش مصنوعی: بیا و شراب بیاور، و جام را به من بده تا با هم جمع شویم. زلف من دور تا دور صورت ماهی زیبا را در نیمه شب به هم ریخته است.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی با چشم خود رقبایت را از دور ببینی، پس چرا عمداً از نیمه شب شروع کردی؟
هوش مصنوعی: در شب نیمه، مردان به رازهای خود میپردازند و هر جا که بخواهی میتوانی بهطور پنهانی بروی.
هوش مصنوعی: رحمت بر من برای دعای تو نازل شد و اکنون آمدهام تا تو را از رنج هجر و تنهایی شب رهایی بخشم.
هوش مصنوعی: در روزهای بارانی، دامن خود را با احتیاط نگهدار و از سایه شب دوری کن، همچون مردان در نیمههای شب که از خطرات پرهیز میکنند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از حال ما خبر ندارد، نگران نباشید، ما فقط به خداوند متصل هستیم. این ارتباط روحی میان ما و معشوق در دل شب برقرار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.