خوش بود بر طلوع صبح شراب
زود بشتاب ساقیا بشتاب
پیشتر زان که آفتاب کند
کلّه ی ما چو کوره ی پرتاب
آفتاب قدح کند روشن
کنج تاریک ما به برق شراب
دوست مطواع دوست در همه حال
یار هم رنگ یار در همه باب
پس بدین اعتبار باید بود
در جهانِ خراب مست و خراب
زاهد خشک مغزِ تر دامن
که نداند ره خطا زصواب
می خورد بنگ و می نمی نوشد
از سرِ آب می رود به سراب
ای به رای خود اقتدا کرده
کی کند هم حجاب رفع حجاب
خویشتن را بدان که هیچ نه ای
نص من عرف نفسه دریاب
تو نه ای هیچ و چون نباشی تو
هم بماند پس از سوال و جواب
وقت با بی خودان مست خوش است
ای که طوبی لهم و حسن مآب
چاره ای کن نزاریا بی خویش
به در آ زین محیط بی پایاب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به خوشی و زندگی پرشور اشاره میکند و از ساقی میخواهد تا زودتر شراب بیاورد، پیش از آنکه آفتاب برآید و بر تن ما عواقب سختش را بزند. او به لذتهای زندگی دل میبندد و معتقد است که در این جهان خراب، بهتر است مست و خوشحال باشیم تا خشک مغزانی که تنها به ظاهر و درستکرداری فکر میکنند. همچنین یادآوری میکند که شناخت خود و حقیقت وجودی، تنها موجب رهایی از قید و بندها میشود و توصیه به شادی و بیخود بودن در زندگی دارد. در نهایت، شاعر به مخاطبش میگوید که باید از این محیط بیپایان بیرون برود و خود را فراموش کند.
هوش مصنوعی: صبحگاهان زمان مناسبی است برای نوشیدن شراب. ای ساقی، سریعتر بیا و شراب را بریز.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه خورشید بر سر ما مانند کورهای داغ و سوزان بتابد، باید مراقب باشیم و فکر کنیم.
هوش مصنوعی: خورشید بشکافد و نورش را به گوشههای تاریک ما بتاباند، تا به روشنایی شراب جان بگیریم.
هوش مصنوعی: دوست واقعی همیشه همراه است و در هر شرایطی یار و یاور یکدیگرند و در تمام زمینهها همنوا و همراستا هستند.
هوش مصنوعی: بنابراین، بر اساس این موضوع، باید در این جهان نابسامان، شاد و سرمست زندگی کرد.
هوش مصنوعی: مرد زاهدی که بسیار خشک و بیاحساس است، نمیتواند تفاوت بین راه درست و نادرست را بفهمد و به همین خاطر لباسش را از نرمی و لطافت دور نگه میدارد.
هوش مصنوعی: شخصی با مصرف مواد مخدر به خوشی و لذت نمیرسد و در نهایت به ناکامی و توهم میافتد. او به جای اینکه از آب شفاف و زنده بهرهمند شود، به سراب و خیالی بیاساس روی میآورد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به نظر خود تکیه کردهای، چگونه میتوانی حجاب را برداری وقتی که خود حجاب به آن اعتقاد داری؟
هوش مصنوعی: به خودت آگاه باش که در واقع هیچ هستی. کسی که خود را بشناسد، به این حقیقت پی میبرد.
هوش مصنوعی: تو هیچ ارزشی نداری و اگر تو وجود نداشته باشی، هیچ چیز به جای تو باقی نمیماند، حتی سوالات و پاسخها.
هوش مصنوعی: زمانی که با افرادی که در حالتی از بیخود هستند و از دنیا فارغاند، بگذرانید، بسیار خوشایند است. شما هم که بهرهمند از نعمتهای خوب و سرنوشت نیکو هستید.
هوش مصنوعی: راهی پیدا کن که از این فضای بیپايان و بیمهر رهایی یابی، چرا که در این شرایط، بودن به تنهایی دشوار و ناگوار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر سؤالی کز آن لب سیراب
دوش کردم همه بداد جواب
گفتمش جز شبت نشاید دید
گفت پیدا بشب بود مهتاب
گفتم از تو که برده دارد مهر
[...]
به چه ماند جهان مگر به سراب
سپس او تو چون دوی به شتاب؟
چون شدستند خلق غره بدو
همه خرد و بزرگ و کودک و شاب؟
زانکه مدهوش گشتهاند همه
[...]
لاله داری شکفته بر مهتاب
مشگ داری گرفته بر مه تاب
مشگ چون موی تو ندارد بوی
ماه چون روی تو ندارد تاب
پیل با عشق تو ندارد پای
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
من مسکین در این رباط خراب
ساخته خانه بر ره سیلاب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.