سرمست درآمد ز درم نیمه شبی دوش
ماهی که به یک غمزه ببرد از دل ما هوش
برجستم و گفتم که به بر در کشم او را
گفتا نه کنار است و نه بوس است و نه آغوش
از ما چه خطا رفت وفای تو همین بود
ای عهد خود و عهدهء ما کرده فراموش
درپای وی افتادم و گفتم که زمانی
بنشین به سرم تا بنشیند دلم از جوش
برخاست چو بنشست قیامت ز وجودم
آهسته به من گفت که ساکن شو و مخروش
وآن گه به سوی دست کسی کرد اشارت
گفتا چه درو می نگری باده بدو نوش
بر باده یکی شیشه برون کرد که در حال
خلوتگه من کلبه عطار شد از بوش
گفتم رمضان گفت که امشب شب قدر ست
بستان و مکن خرخشه آغاز و سبک نوش
تو تشنه دیرینه و من ساقی مجلس
عیدی به از این عذر مگو بیهده خاموش
آرام دلم حاضر و دولت شده ناظر
بر طاعت و عصیان و بد و نیک زدم دوش
گه نار برش بردم و گه سیب زنخدان
گه مَی ز لبش خوردم و گه خَوی ز بنا گوش
او ایمن از آسیب رقیبان خوش و خندان
من بی خبر از هر دو جهان واله و مدهوش
کس چون تو شبی روز نکرده ست نزاری
ور با تو کسی گفت که کرده ست تو منیوش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از لحظهای شگفتانگیز در نیمه شب صحبت میکند که محبوبی با چشمان دلبرانهاش به سراغش میآید و او را در حال مستی سپری میکند. شاعر میخواهد محبوب را در آغوش بگیرد، اما او از نزدیک شدن و لمس کردن پرهیز میکند. با این حال، شاعر در پی جلب توجه محبوب است و خواهان لحظهای از آرامش و نزدیکی میباشد. در ادامه، صحبت از باده و لذتهای آن به میان میآید و شاعر به شب قدر اشاره میکند و از محبوب میخواهد تا به جای بیحالی و سکوت، از شادی و بودن در کنار یکدیگر لذت ببرند. غزل در نهایت به واگذاری و پذیرش حالتی شاداب و عشق به محبوب میانجامد.
هوش مصنوعی: نیمه شب، ماهی با ناز و غمزهای وارد شد و دل ما را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: من بلند شدم و گفتم که او را به آغوش بگیرم، اما پاسخی شنیدم که نه کنار هم هستیم، نه بوسهای در کار است و نه در آغوشی.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که ما دچار اشتباهی شدهایم و وفای تو به ما همین است که فراموش کردهای کارهایی را که با هم انجام دادهایم و به عهدهایی که بستهایم.
هوش مصنوعی: به پای او افتم و از او خواستم که مدتی را در کنارم بگذراند تا آرامش به دلم بازگردد و از بیقراری خلاص شوم.
هوش مصنوعی: وقتی که قیامت از وجودم برخاست و به آرامی به من گفت که آرام باش و جنب و جوش نکن.
هوش مصنوعی: سپس به سوی دستی اشاره کرد و گفت: چرا به او نگاه میکنی؟ بیا، باده را به او بنوشان.
هوش مصنوعی: در لحظهای که بادهای از شیشهام بیرون آمد، عطر و بوی آن به قدری قوی بود که هر گوشهای از خلوت و تنهایی من را پر کرد و فضای کلبه عطار را تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: به من گفتند که امشب شب قدر است، پس در این شب آرامش و سکوت را رعایت کن و از بیقراری و شلوغی پرهیز کن.
هوش مصنوعی: تو همیشه در جستجوی حقیقت و زیبایی هستی و من همواره آمادهام تا به تو پاسخ دهم. نیازی نیست بهانهای بیاوری و ساکت بمانی، چرا که این لحظه فرصتی برای تبادل احساسات و افکارمان است.
هوش مصنوعی: دل من آرام است و حالا خداوند نگاهی به کارهایم دارد؛ به عبادت و گناه، خوب و بد، و من شب گذشته این احساس را تجربه کردم.
هوش مصنوعی: گاهی میوهی ناز را چیدهام و گاهی سیب از لب او نوشیدهام. گاهی از شراب لب او نوشیدهام و گاهی از زیبایی او لذت بردهام.
هوش مصنوعی: او از آسیب و خطر رقیبان در امان است و در حالی که خوشحال و خندان است، من بیخبر از هر دو جهان در حال حیرت و شگفتی هستم.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو شب را روز نکرده است، اگر هم کسی ادعا کند که چنین کرده، به او توجه نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرد گل سرخ اندر خطی بکشیدی
تاخلق جهان را بفگندی به خلالوش
کافور تو بالوس بود، مشک تو باناک
بالوس تو کافور کنی دایم مغشوش
ای خفته همه عمر و شده خیره و مدهوش
وز عمر و جهان بهرهٔ خود کرده فراموش
هر گه که همیشه دل تو بیهش و خفته است
بیدار چه سود است تو را چشم چو خرگوش؟
این دهر نهنگ است، فرو خواهد خوردنت
[...]
دوش آن صنم سنگدل سیم بنا گوش
آمد بر من تنگ دل و خسته و مدهوش
دو نرگس مخمور چو دو نایژه خون
دو لعل گهر پوش چو دو ناوچه نوش
ای عارض سیمینش پر از قطره سیماب
[...]
ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
دور از لب و دندان شما بی خبران دوش
گه بوسه همی داد بر آن درد لب و چشم
گه رقص همی کرد بر آن حال دل و هوش
گه عقل همی گفت که ای طبع تو کم نال
[...]
تا صبح قیامت نشود ذوق فراموش
آن را که کند با تو شبی دست در آغوش
نقاش اگر این روی ببیند متحیر
چون صورت دیوار بماند ز تو خاموش
برمردم دیوانه چه انکار که عاقل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.