خوشا مطالعه کردن جمالِ بستان را
به موسمی که صبا تازه می کند جان را
میانِ باغ خرامان گرفته دست به دست
نگارِ سیب زنخدانِ نار پستان را
قدح به دور بگردان دمادم ای ساقی
که نیست رویِ ثباتی سپهرِ گردان را
به مذهبِ صلحا شربِ آبِ رزنهی است
بده ، بیار ، ستیزِ صلاح جویان را
فغان زچنگ برآورد پیاپی ای مطرب
وز آن فغان مددِ روح بخش انسان را
خلافِ مدّعیان است التفات به چنگ
بزن به تار علی رغمِ جانِ نادان را
خوش است مجلس آزادگان که فرقی نیست
میانِ مجمعِ ایشان گدا و سلطان را
زوال دور مبیناد مجلسی که دروست
بتی که نیست چو او در بهشت رضوان را
نزاریا اگرت ره نمی دهند آن جا
عجب مدار که دفعی معیّن است آن را
سپندِ دل همه بر آتشِ دعا دارند
چه گونه چشم رسد روزگارِ ایشان را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیباییهای بهشتگونه باغ و لذت مطالعه آن سخن میگوید. او به وصف نگار زیبا و دلنشینی میپردازد که در این فضا در حال دلگشایی است. همچنین، به اهمیت دورهمیهای آزادگان اشاره کرده و بیان میکند که در این مجالس تفاوتی بین گدا و سلطان نیست. شاعر نگرانی از زوال مجالس معنوی ندارد و به دعاهایی که در دلهای مؤمنان است، تأکید میکند. در نهایت، او از مشکلات و موانع مسیر میگوید و امید دارد که روزگار بهزودی بهبود یابد.
هوش مصنوعی: خوشا زمانی که در باغ زیباییها را تماشا کنی و نسیم ملایم جان تازهای به تو میبخشد.
هوش مصنوعی: در میان باغ، کسی با آرامش قدم میزند و دست در دست همسری دارد که زیباییاش مانند سیب و نرمیاش مانند میوه نار است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، هر لحظه جام را بچرخان و پر کن، زیرا آسمان همیشه ثابت نیست و تغییر میکند.
هوش مصنوعی: به عقیده پاکان، نوشیدن آب زلال و صاف به مانند آرامش و صلح است. بیا و این کار را انجام بده، بدون تنش و درگیری، تا نیکمردان به هدفهای خود دست یابند.
هوش مصنوعی: آه و فریاد از ساز بلند میشود، ای سازنده آهنگ، و از این فریاد، روح انسان را کمک کن.
هوش مصنوعی: توجه به واقعیات و حقایق زندگی، برخلاف ادعاهای کسانی است که فقط به ظواهر میپردازند. باید با قاطعیت و جدیت به مسائلی که برای ما اهمیت دارد، بپردازیم، حتی اگر این کار برای افرادی که نمیدانند دشوار باشد.
هوش مصنوعی: مجلس آزادگان بسیار دلپذیر است زیرا در آن هیچ تفاوتی میان تهیدستان و پادشاهان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از دیدن زوال و نابودی در مجلسی غافل نشو که در آن مجسمهای وجود دارد که مانند آن در بهشت رضوان نیست.
هوش مصنوعی: اگر در جایی که میخواهی بروی به تو اجازه نمیدهند، تعجب نکن؛ چون که این مسیر از قبل مشخص شده است.
هوش مصنوعی: دلها همه در انتظار اثر دعاها هستند، اما چگونه میتوان انتظار داشت که روزگارشان به خوبی بگذرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم
که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را
کسی که دام کند نام نیک از پی نان
یقین بدان تو که دام است نانْش مر جان را
به ابر پنهان کرد آفتاب تابان را
به سبزه بنهفت آن لالهبرگ خندان را
به سوی هر دو مهاش بر دو شاخ ریحان بود
به شاخ مورد بپیوست شاخ ریحان را
بتی که خستهدلان را به بوسه درمان است
[...]
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را
خبر بیاور ازیشان به من چو داده بُوی
ز حال من به حقیقت خبر مر ایشان را
بگویشان که جهان سرو من چو چنبر کرد
[...]
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
مسخرست سخن چون پری سلیمان را
نسیج وحده که نو حُلّهای دهد هر روز
زکارگاه سخن بارگاه سلطان را
ز شادی ادب و عقل او به دار سلام
[...]
لب تو طعنه زند گوهر بدخشان را
رخ تو طیره کند اختر درفشان را
به بوسه لب تو تهنیت کنم دل را
به دیدن رخ تو تربیت دهم جان را
به جان تو که پرستیدن تو کیش من است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.