گر تو بر کشتن من حکم کنی باکی نیست
هیچ دلبستگی از بهر چو من خاکی نیست
ور به زهرم بکشی باز لبم بر لب نه
بهتر از چشمه ی نوشین تو تریاکی نیست
هر کجا سروقدی بود به عمدا دیدم
در همه شهر به بالای تو چالاکی نیست
محترز باش ز آلایش ادناس هوا
پاک رو را بتر از صحبت ناپاکی نیست
عقل اگر خواست که در موکب حسن تو رود
هیچ کس نیست که بر بسته به فتراکی نیست
نه که من در غم عشق تو گرفتارم و بس
از تو در هیچ مکان نیست که غم ناکی نیست
هر چه در حسن جمال تو نزاری گفته ست
بیش از آنی و ازین برترش ادراکی نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز محبت و تسلیم خود در برابر معشوق میپردازد. او میگوید که حتی اگر معشوق او را بکشد یا زهر دهد، برای او اهمیتی ندارد، چرا که عشق او بالاتر از هر چیز دیگر است. شاعر همچنین به تأکید بر زیبایی و محبوبیت معشوق میپردازد و میگوید که در هر کجای شهر هر سروقدی را که ببیند، او را به یاد معشوق میافتد. او هشدار میدهد که باید از آلایشها و ناپاکیها دوری کرد و عقل را در پی جستجوی زیبایی معشوق میداند. در نهایت، شاعر اذعان میکند که غم عشق او تنها خاص او نیست و دیگران نیز دچار این وضعیتاند.
هوش مصنوعی: اگر تو تصمیم به کشتن من بگیری، برایم اهمیتی ندارد، زیرا هیچ وابستگی و علاقهای برای کسی مثل من که خاکی و بیارزش است، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگرچه زهر را به من بدهی، باز هم لبم به لب تو نزدیکتر است و هیچ چیزی نمیتواند به شیرینی چشمهی نوشین تو باشد؛ حتی تریاک.
هوش مصنوعی: هر جا که شخصی خوشهیکل و خوشقامت وجود داشت، متوجه شدم که در هیچکجا به زیبایی و چابکی تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: مواظب باش که آلوده به اثرات منفی نباشی، زیرا افراد ناپاک میتوانند بدتر از هر چیز دیگری بر تو تأثیر بگذارند.
هوش مصنوعی: اگر عقل بخواهد که در جمع زیباییهای تو حضور پیدا کند، هیچ کس نیست که به واسطهی جهل و نادانی خود مانع این ورود شود.
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر عشق تو در رنج و اندوه هستم و در هیچ جای دنیا نیست که غم و اندوهی وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: هر چه درباره زیبایی و حسن تو گفته شده، کمتر از آنچه که هست، بیان شده است و فراتر از آن نیز قابل درک نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر دل از عشق توام چاک بود باکی نیست
نیست یک دل که ز عشق تو در او چاکی نیست
مگسل از من که درین باغ گلی نشکفته ست
که به دامان وی آویخته خاشاکی نیست
شوق فتراک توام کشت ولی رخش تو را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.