مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
که بی تو زنده دلان را حیات ممکن نیست
بر آستان تو تسلیم گشته ایم چو خاک
سفر ز کوی تو در ممکنات ممکن نیست
بسی بگشتم و بسیار خوب رو دیدم
ولی به لطف تو در کاینات ممکن نیست
به سومنات اگر از صورت تو نقش برند
دگر که سجده کند پیش لات ممکن نیست
خلاص چشم نمیدارم ار بخواهی کشت
که از کمند تو کس را نجات ممکن نیست
ز سینه آتش عشق تو باز ننشید
به آب سر که به آب فرات ممکن نیست
تو فارغی و از این جانب آرزومندی
به غایتی است که آن را صفات ممکن نیست
خلاف عهد تو میگویدم عدو که بکن
فریب من به چنین ترّهات ممکن نیست
گمان مبر که نزاری دل از تو بردارد
نه در حیات که بعد از وفات ممکن نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که صبر و ثبات برای او ممکن نیست، زیرا زندگی بدون معشوق بیمعناست. او خود را همچون خاک در برابر معشوق تسلیم کرده و اعتراف میکند که دوری از او غیرممکن است. شاعر بر زیباییها و جذابیتهای دیگران اشاره میکند، اما تمایل و لطف معشوق را بینظیر و منحصر به فرد میداند. در پایان بر این نکته تأکید میکند که هیچکس نمیتواند از دام عشق او رهایی یابد و حتی پس از مرگ نیز دل او از عشق معشوق خالی نخواهد شد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به صبوری ادامه دهم، زیرا بدون تو زندگی برای دلهای شاد ممکن نیست.
هوش مصنوعی: ما در برابر درگاه تو تسلیم شدهایم، مانند خاکی که در سفر نیست، هیچیک از موجودات نمیتوانند از کوی تو دور شوند.
هوش مصنوعی: من در جاهای زیادی گشتم و چهرههای زیبا و نیکو بسیاری را دیدم، اما وجود تو به قدری خاص و رحمتآمیز است که در طول دنیا هیچچیزی به اندازه آن امکان ندارد.
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی تو تصویری بکشند که به معبد سومنات شبیه باشد، دیگر کسی نمیتواند به بت لات سجده کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی مرا بکش، حتی یک لحظه هم چشم از تو نمیگیرم، زیرا هیچکس نمیتواند از دام تو رهایی یابد.
هوش مصنوعی: آتش عشق تو از درونم فروکش نکرده است، حتی اگر به آب فرات هم بریزم، خاموش نمیشود.
هوش مصنوعی: تو از هر گونه فکری آزاد و رها هستی، در حالی که من به شدت آرزو دارم به چیزی دست یابم که برای تو به هیچ وجه قابل تصور نیست.
هوش مصنوعی: دشمن به من میگوید که به وعدهات وفا نمیکنی، اما من نمیتوانم فریب این دروغهای او را بخورم.
هوش مصنوعی: تصور نکن که نزاری (شاعر) از تو دل خواهد کند، نه در زمان زندگیات و نه حتی پس از مرگ، این امر ممکن نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
در او فشردن پای ثبات ممکن نیست
به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ای
ز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست
ز فکر تشنه لبان خضر آب سیر نخورد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.