من پیش از این که داشتمی پای دل ز دست
هرگز نرفتمی ز پی بی دلان مست
تا دل به دست بود ز دستم نرفت کار
واکنون که دل ز دست بدادم شدم ز دست
برخاست از سر همه اکوان کفرو دین
هرشیردل که بر سر کوی بلا نشست
نازک دلان بمانده در تیه حیرت اند
تا برکه راه بازگشادندو بر که بست
همّت بلند بایدو بازوی دل قوی
گرآسمان شود بمثل همچو خاک پست
در پشت امتحان دل آور نیامده است
از بار طعنه های ملامت گران شکست
چندان که مرد مولع جانست در بلاست
چون ترک جان گرفت ز دام بلا بجست
از دل چه لاف میزنم آخر کدام دل
آخر چه آید از بزه کاری هواپرست
از دوست قانعم که نسیمی رسد به من
هرکو ز هجر و وصل برون شد ز خود برست
ای باد از زبان نزاری بگو به دوست
کاخر شمامه ای ز عرق چین بما فرست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در وضعیت دل و روح خود میپردازد. او به گذشته اشاره میکند که چگونه دلش را به دست داشت و از پی بیدلان نمیرفت. اکنون که دلش را از دست داده، در رنج و پریشانی به سر میبرد و در برابر ملامتهای دیگران آسیبپذیر شده است. در این حالت، او نیاز به همت و قوت دل را گوشزد میکند و میگوید که در سختیها، انسان باید از ضعف خود دوری کند و بر بلایای زندگی فائق آید. همچنین، او ازدوست خود میخواهد که به او محبت کند و از هجر و وصلی که آن را بیرون از خود احساس کند، فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: قبل از آن که دل از دست من برود، هرگز از دنبال عاشقان بی دل دور نشدم.
هوش مصنوعی: زمانی که دل من در کنترل و اختیار خودم بود، همیشه در حال کار بود و از دستم نمیرفت. اما حالا که دل را از دست دادم، خودم هم از دست رفتهام.
هوش مصنوعی: از بین همه وجودهای کفر و دین، هر دلی که شجاعت و دلیری داشته باشد، به مبارزه با مشکلات و چالشها برمیخیزد و در دشواریها و خطرات قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دلهای حساس و آسیبپذیر در دنیای سردرگمی و حیرت باقی ماندهاند تا زمانی که راهی برای آرامش و سکون پیدا کنند.
هوش مصنوعی: انسان باید با ارادهای قوی و دلِ نیرومند در تلاش باشد؛ حتی اگر شرایط به سختی زمین باشد، باید عزم و انگیزهاش را حفظ کند.
هوش مصنوعی: دلنگرانی و سختیهای زندگی باعث نشد که او از مبارزه و تلاش دست بکشد و همچنان به پیشرفت ادامه دهد، حتی با وجود انتقادات و تحقیرهایی که از سوی دیگران به او میشود.
هوش مصنوعی: هرچه انسان به چیزهای غیر ضروری وابسته باشد، در سختی و مشکلات زندگی بیشتر متأثر میشود. اما زمانی که از این وابستگیها رها شود، میتواند از چنگال مشکلات فرار کند.
هوش مصنوعی: این دل و احساساتم را بیدلیل بزرگ نمیکنم، چرا که در نهایت، چه فایدهای دارد و چه نتیجهای از خوشخیالیهای شخصی به دست میآید.
هوش مصنوعی: من از دوستی راضیام که فقط نسیمی از او به من برسد؛ هر کسی که از نبود و بودن (هجر و وصل) خودش را رها کرده باشد.
هوش مصنوعی: ای باد، از طرف نزاری به دوست بگو که در نهایت، عطر گلی از عرق چین به ما بفرست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.