رفتم و دریافتم پیر خرابات را
باز نمودم بدو کلّ مهمّات را
گفت به من ای فلان وقت همی درگذشت
بیش عبادت مکن کعبه پُر لات را
سینه نه پرداخته دیده نه بردوخته
چند پرستی چنین محض خیالات را
رفته برون از خیال محو شده در وصال
گر شده ای یافتی کلّ کمالات را
دست برآورده ایم گرچه درین باب نیست
حاجت دستان ما قاضی حاجات را
هم به ترحم کند عاقبت الامر کار
بر سر مستان کند جام مصافات را
چون بر او بود و برد جمله توان گفت نی
بار دگر طالبم عهد ملاقات را
در رصد این محل نیس نزاری ولی
منتخبی می کند شرح موالات را
تا نفسم می رود بر نفسم می رود
رفتم و دریافتم پیر خرابات را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به ملاقات پیر خرابات میرود و از او نکاتی دربارهٔ عبودیت و اهمیت رهایی از خیالات میآموزد. پیر به شاعر توصیه میکند که از عبادت مفرط پرهیز کند و به حقیقت وصال توجه نماید، زیرا در این حال است که تمامی کمالات به دست میآید. شاعر در مییابد که هرچند دستش به گونهای درید، اما در عالم معنوی او، قضاوت کار دیگران نیز بر اساس ترحم صورت میگیرد. در نهایت، او همچنان در جستوجوی رسیدن به حالتی خاص و ملاقات دوباره با معشوق است و به یادگیری و تعمق بیشتر در معانی زندگی خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: به سراغ پیر خرابات رفتم و پس از ملاقات با او، تمامی مسائل و مشکلات زندگیام را به او گفتم.
هوش مصنوعی: شخصی به من گفت که در این زمان، وقت گذشتن است و نباید بیش از حد عبادت کنی، زیرا کعبه را از آن خالی میبینی.
هوش مصنوعی: دل آدمی نهای است که فقط با خیال و تصاویر پر شود و از واقعیت دور بماند. این دل باید به عمق احساسات و واقعیتها توجه داشته باشد، نه اینکه تنها در دنیای خیالی پرسه بزند.
هوش مصنوعی: شخصی از خیال و تصور بیرون رفته و در محبوبش غرق شده است. او با این وصال، به کمالات و ویژگیهای عالی دست یافته است.
هوش مصنوعی: ما به کمک و یاری همدیگر پرداختهایم، هرچند در این مورد نیازی به دستان ما نیست، زیرا قاضی احتیاجات دیگران است.
هوش مصنوعی: در نهایت، میتوان با رحم و محبت به حال مستها رسید و آنها را با شراب دوستی نوازش کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که او در کنارم بود، توانستم همه چیز را بگویم. اکنون دوباره مشتاقم که دیدارمان را تجدید کنم.
هوش مصنوعی: در این مکان، هیچ شخصی به نام نزار حضور ندارد، اما او به انتخاب خود، به توضیح وقایع میپردازد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نفس در سینه دارم، به عمق وجودم میرود و فهمیدم که پیرِ خرابات(مکان هنری و عرفانی) چه شخصیت با ارزشی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آتش عشقم بسوخت خرقه طامات را
سیل جنون در ربود رخت عبادات را
مسئله عشق نیست درخور شرح و بیان
به که به یکسو نهند لفظ و عبارات را
دامن خلوت ز دست کی دهد آن کو که یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.