سواره هر چه به نظّاره گاه برگذری
به یک کرشمه چه باشد که باز پس نگری
رقیب خود ز تو خالی نمی شود یک دم
چنین یکی شده باهم که دید دیو و پری
به دستِ باد غباری فرست از آن خاکی
که بی دریغ به نعل سمند می سپری
عتاب و ناز به میزانِ عدل بر ما سنج
سرش به ظلم گراید اگر ز حد ببری
مقابل تو سزد ز امّهات و از آبا
که کس دگر نکند دعویِ پدر پسری
ز بی وفایی و بعد عهدی و جفا کاری
به نام و ننگ ز دونان سزد که برگذری
قبول کن که نصیحت به فال میمون است
تو خود مبارک رویی و نیک بخت اثری
می است مونس من در غمِ فراق تو می
ولی نمی کند البتّه ترک پرده دری
نزاریا به ملامت گر التفات مکن
خوش است مستی و دیوانگی و بی خبری
فسرده را اگرش بر خیال می گذرد
که ترک شیفته کاری کنی چو می نخوری
ترا شراب زخم خانه ی الست دهند
از آن که مستی شوریده کار و خیره سری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود خطاب میکند و از عشق و زیباییهای او میگوید. او به توصیف وضع رقیب و عواطف متقابل اشاره میکند و از ناز و عتاب معشوق سخن به میان میآورد. شاعر به بیوفاییها و عذاب فراق اشاره میکند و میگوید که حتی در دل دردمندش، نوشیدنی تنها مونسش است. او میافزاید که بیخبری از معشوق بهتر است تا نگرانی و ملامت، و در نهایت به مزایای مستی و دیوانگی در عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که سوار بر اسب است و به تماشا میگذرد، با یک حرکت جذاب و دلربا میتواند توجّه کسی را جلب کند و دوباره نگاهش را به خود برگرداند.
هوش مصنوعی: رقیب هرگز از تو جدا نمیشود، حتی برای لحظهای. مانند داستان دیو و پری که همیشه در کنار هم هستند.
هوش مصنوعی: باد را بفرست که غباری از آن خاک بیاورد؛ از خاکی که بیتوجه به آن، به پاهای اسب میسپاری.
هوش مصنوعی: اگر محبت و سرزنش را با انصاف بسنجی، اگر به اندازهای از حد گذر کنی، ممکن است دل من به ظلم و ستم گرایش پیدا کند.
هوش مصنوعی: در مقابل تو، هیچکس از مادران و نیاکان نمیتواند ادعای پدری و پسری کند.
هوش مصنوعی: به خاطر بیوفایی و شکستن پیمان و بدکرداری، از افرادی که شخصیت پایینی دارند، سزاوار است که بگذری و توجهی به آنها نداشته باشی.
هوش مصنوعی: بپذیر که نصیحت شاید به اندازه فال میمون بیفایده است؛ زیرا تو خود چهرهای زیبا و خوشبخت هستی که اثر آن در زندگیات نمایان است.
هوش مصنوعی: نوشیدنی ای که در غم دوری تو مونس من است، هرچند که به من خوشی میدهد، اما هرگز پردهها را کنار نمیزند و مرا به وصال تو نمیرساند.
هوش مصنوعی: اگر به ملامت افراد توجه نکنید، بهتر است که در خوشی و دیوانگی زندگی کنید و از بیخبری لذت ببرید.
هوش مصنوعی: اگر دلت به خاطر کسی گرفته است و در خیال خود به او فکر میکنی، چرا به خودت زحمت میدهی و کاری انجام میدهی وقتی که از لذتهای زندگی بیبهرهای؟
هوش مصنوعی: تو را به یاد گذشتههای دور و عمیق میبرند، جایی که زخمها و تجربیات تلخ به تو احساس مستی و سرخوشی میدهند. در این حالتی که به سر میبری، دیوانگی و نشئگی تو را از واقعیت دور کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا شکسته سر زلف ترک کاشغری
شکنج تو علم پرنیان شوشتری
بزیر دامنت اندر بنفشه بینم و تو
بنفشه را سپری یا بنفشه را سپری
چنان مسیر اگر پیش او سپر شده ای
[...]
ایا همیشه به نوروز سوی هر شجری
تو ناپدید و پدید از تو بر شجر اثری
توی که جز تو نپنداشت با بصارت خویش
عفیفه مریم مر پور خویش را پدری
به تو نداد کسی مال و متهم تو بوی
[...]
پریرخی که ز شرمش نهان شدست پری
پری مثال نهان گشت و شد ز مهر بری
عیان بدیده گر او را نبینی آن نه عجب
که گر پریست چنین آمدست رسم پری
گر آبگینه پری را ببیندی بدرست
[...]
بخد و قد تو ای شهره ترک کاشغری
خجل شدند گل سرخ سرو غاتفری
ستاره بارم هر شب ز دیده تا بسحر
چو یادم آید از آن سی ستاره سحری
بدخل شوشتر ارزد سه بوسه از لب تو
[...]
اگر به داد بود نام شاه دادگری
وگر به تاج بود فخر شاه تاجوری
چو روز بزم بود آفتابِ با قدحی
چو روز رزم شود آسمان با کمری
فلک نیی و به قدر بلند چون فلکی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.