عجب سرّیست مردان را درونِ سینه پوشیده
نه با کس گفتهاند ایشان نه زایشان کس نیوشیده
کی از سر جوشِ رمزِ دیگ ایشان چاشنی یابد
کسی کو نیست در بود و نبودِ خویش جوشیده
کسی کز خود برون آید دگر از خویش ننماید
ز خویش آگه برون ناید که شد در خویش پوشیده
ز خود بینی نبینی جز عدم از خود ببر یارا
که برکم در وجود آید ز شاخ و برگ خوشیده
نبینی عقل را چون عشق بام و در فرو گیرد
همه با او گذارد سر چه ورزیدهست و کوشیده
نه خواهد آمدن با خویش نه هُشیار خواهد شد
کسی کز مبداء فطرت شرابِ شوق نوشیده
نزاری بلبل بستانِ عشاق است و از مستی
گهی بر سرو نالیده گهی بر گل خروشیده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عمیقترین احساسات و درونپردههای روح انسانها میپردازد. او به سرّی اشاره میکند که مردان در دل خود پنهان کردهاند و از این راز، هیچگاه با دیگران سخن نمیگویند. او به جوشش عشق و شوق اشاره میکند که میتواند انسان را از خود فراتر ببرد و به درک دیگری از وجود برسد. عقل در برابر عشق فروتر میآید و عاشق واقعی، به مدت زمان، و خود را فراموش کرده و در مستی عشق، نغمه سر میدهد. شاعر همچنین خود را به بلبل باغ عشق تشبیه میکند که گاه بر درختان ناله میکند و گاه بر گلها میخروشد.
هوش مصنوعی: عجب رمز و رازی است که مردان در دل خود دارند. این راز را به هیچکس نگفتهاند و هیچکس هم از این راز خبر ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که در درون خود از کشمکش و رمز و راز زندگی سر برآورده باشد، میتواند از جوش و خروش دیگ احساسات و افکار دیگران بهرهمند شود. اما فردی که نمیتواند به درستی خود را بشناسد و در واقعیت وجود خود نمیجوشد، قادر به درک این رمز و رازها نخواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که از خود خارج شود و از وجود خودش فاصله بگیرد، دیگر نمیتواند به خود و درونش آگاه باشد. او نمیتواند بفهمد که چه چیزی در درونش پنهان شده است.
هوش مصنوعی: اگر تمرکزت بر خودت باشد، تنها عدم و نیستی را میبینی؛ پس ای دوست، خود را کنار بگذار تا جشنی از وجود و زندگی درختان و گلها در درونت شکوفا شود.
هوش مصنوعی: عقل را نمیبینی، اما عشق همه چیز را در بر میگیرد و با آن زندگی را سپری میکند. عقل چه قدر زحمت کشیده و تلاش کرده است.
هوش مصنوعی: نه کسی به سوی خود خواهد آمد و نه کسی که از اصل وجود خود سرمست عشق شده باشد، هوشیار خواهد شد.
هوش مصنوعی: بلبل باغ عشق است و از سر مستی گاهی بر درخت سرو ناله زورآور میزند و گاهی بر گلها فریاد میکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دهان غنچهاش با صد زبان اما خموشیده
ز پستان عنایت در طفولیت ندوشیده
صفیآسا هزار عاشق به یک گندم فروشیده
لب لعلش ز جام دلنوازی می ننوشیده
به تحصیل علوم آشنایی او نکوشیده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.