پدر رحمت الله چو آگاه شد
که دستم ز تدبیر کوتاه شد
به من گفت جان پدر هوش دار
به سمع رضا پندِ من گوش دار
جهان دیده و تجربت کردهام
بسی سرد و گرم جهان خوردهام
جوانی و ناباکی و بیخودی
بود ضدّ دانایی و بخردی
ولی چون در آیند ازین پهن دشت
برین پل ضرورت بباید گذشت
بیاموزمت شرط می خوارگی
بر آن جمله خوکن به یک بارگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پدر با تجربه و آگاهیش به فرزندش یادآوری میکند که در زندگی باید به پند و نصیحت او گوش کند. او از دشواریهای زندگی و تجارب خود میگوید و جوانی بیفکری را مخالف خردمندی میداند. پدر تأکید میکند که برای عبور از مشکلات زندگی و رسیدن به حقیقت باید درک عمیقتری پیدا کرد و به آموزههایش درباره شراب و واقعیتهای زندگی گوش دهد. در نهایت، او به فرزندش میآموزد که برای گذشتن از موانع زندگی، باید خود را به یک برهه از زمان بسپارد و از انگیزههای آن بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: زمانی که پدرم متوجه شد که نمیتوانم به تنهایی از عهده کارها برآیم.
هوش مصنوعی: به من گفت که به خاطر جان پدرت مراقب باش و به حرفهای من گوش کن تا رضایت حاصل شود.
هوش مصنوعی: من در دنیای اطرافم بسیار چیزها دیدهام و تجربه کردهام. سختیها و راحتیهای زندگی را چشیدهام.
هوش مصنوعی: نوجوانی، بیخبر بودن و بیخیالی، به نوعی با آگاهی و خردمندی در تضاد است.
هوش مصنوعی: اما وقتی که از این دشت وسیع عبور کنند، لازم است که از این پل عبور کنند.
هوش مصنوعی: به تو یاد میدهم که چگونه در میخواری درست رفتار کنی؛ به طوری که با یک بار نوشیدن، همه چیز را فراموش کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.