دگر باره شهِ بیداربختش
سؤالی زیرکانه کرد سختش
که گر جان را جهان چون کالبد خوَرد
چرا با ما کند در خواب ناوَرد؟
و گر جان ماند و از قالب جدا شد
بگو تا جان چندین کس کجا شد؟
جوابش داد کاین محکم سؤالست
ولی جان بی جسد دیدن محالست
نه از جان بی جسد پرسید شاید
نه بیپرگار جنبش دید شاید
چو از پرگارِ تن بیکار گردد
فلک را جنبش پرگار گردد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بخش به پرسشهایی عمیق دربارهٔ جان و بدن پرداخته است. شخصیت شایستهای که دارای بیداری و هوش است، سوالی سخت مطرح میکند: اگر جان به تن تعلق دارد و با مرگ از آن جدا میشود، چرا در خواب و بیخبر از دنیا به سر میبرد؟ در پاسخ، گفته میشود پرسش او منطقی است، اما دیدن جان بدون جسد ممکن نیست و چنین وضعیتی با عدم حرکت دنیا مرتبط است. در واقع، کلیت شعر به تفکر دربارهٔ رابطهٔ جان و جسم و معنی وجودی آنها اشاره دارد و جنبش و حیات را به هم پیوند میدهد.
هوش مصنوعی: شاه عاقل و هوشمند بار دیگر سوالی زیرکانه از او پرسید.
هوش مصنوعی: اگر جهان جان را مانند یک بدن ببلعد، پس چرا در خواب با ما این گونه رفتار میکند؟
هوش مصنوعی: اگر جان از بدن خارج شود و جدا گردد، بگو بفرما که جان چندین انسان دیگر کجا میرود؟
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که این سؤال قوی و دشواری است، اما دیدن روح بدون وجود جسم غیرممکن است.
هوش مصنوعی: سوال نکن که آیا جان میتواند بدون بدن وجود داشته باشد یا اینکه آیا حرکتی بدون ابزار میسر است.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان به آسایش و بیتحرکی برسد، زندگی و دنیا نیز حرکت و جنبش خود را از دست میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.