انس من ای شیخ با می است و دف و عود
می نتوان کرد ترک عادت معهود
میدهد امشب نوید مرغ سلیمان
مطرب شیرین زبان به نغمه داوود
ساقی مجلس گشود زلف سمنسا
مجلسیان پر کنید دامن مقصود
ملک جهان گو مباش که پر کرد
دولت وصل ایاز دیدۀ محمود
چشم زلیخا گر این جمال ببیند
یوسف خود را دهد به درهم معدود
محتسبا باش تا رسم به خرابات
خرده مینا به دست و خرقه میآلود
خیز که خفتی و رفت قافله صبح
نوبت نالیدن است ای دل خوشنود
واله پروانهام که تا بر معشوق
بال و پر خویشتن نسوخت نیاسود
مطرب خوشگو ز طبع روشن نیر
باز کش امشب به تار لؤلؤ منضود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جشنی پرشور و شوق میپردازد که در آن محبتی عمیق و بیمهابایانه نسبت به می و موسیقی وجود دارد. او از زیبایی و جذابیتهای عشق، همچون زلفهای معشوق و نوای ساز، سخن میگوید و حال و هوای سرمستی و خلسه را توصیف میکند. همچنین به تأثیر زیباییها بر دلها اشاره میکند و اینکه چگونه عشق میتواند در انسان تحول ایجاد کند. شاعر در نهایت با دعوت به شادمانی و رهایی از قید و بندهای اجتماعی، دلها را به سوی آغوش خوشی و آزادی میکشاند.
هوش مصنوعی: دوست من، دل مشغولیام با شراب و ساز است و نمیتوانم عادت همیشگیام را ترک کنم.
هوش مصنوعی: امشب بشارتدهندهی حضور پرندهای زیبا و خوشآواز درخت سلیمان است که با آواز دلنشینش یادآور نغمههای داوود میباشد.
هوش مصنوعی: ساقی در این مجلس زلفهایش را باز کرده است؛ بیایید و دامن مقصود را پر از نوشیدنی کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این نکته اشاره دارد که مقام و قدرت جهانی جایگاه ثابتی نیست و نمیتواند مانع از ارتباط و پیوند انسانی باشد. به خصوص از داستان ایاز و محمود استفاده میکند که نشان میدهد دوستی و ارتباطات انسانی، حتی در بالاترین درجات قدرت و سلطنت، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در واقع، شاعر میگوید که برتری و مقام دنیا بیفایده است اگر انسان نتواند به روابط عاطفی و انسانی اهمیت بدهد.
هوش مصنوعی: اگر چشمان زلیخا زیبایی یوسف را ببینند، او را به قیمتی ناچیز مثل چند سکه خواهد فروخت.
هوش مصنوعی: ای نظارتگر، دقت کن که در قوانین میخانه و خراباتیها، دستگاهی کوچک از شراب و ردای مستی به همراه داشته باشی.
هوش مصنوعی: برخیز که خواب هستی و کاروان صبح در حال حرکت است. وقت آن رسیده که از خواب بیدار شوی و خود را فعال کنی، زیرا زمان شکایت و ناراحتی نیست.
هوش مصنوعی: من مانند پروانهای هستم که تا وقتی نتوانم به معشوقم نزدیک شوم و جانم را برای او نذر نکنم، راحت نخواهم بود.
هوش مصنوعی: ای خوانندهی خوشصدا، با نوا و طبع روشن خود، امشب از درخشش درخشان لؤلؤ (مروارید) به ما انرژی و شوق بده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بار خدای جهان خلیفهٔ معبود
نیکو مولود و نیک طالع مولود
گویی محمود بود بیش ز مسعود؟
نینی مسعود هست بیش ز محمود
مطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود
خادم ایوان بسوز مجمرهٔ عود
قرعهٔ همت برآمد آیت رحمت
یار درآمد ز در به طالع مسعود
دوست به دنیا و آخرت نتوان داد
[...]
جزع یمانش شد از شبه گهر آمود
دیده نم آرد چو گشت خانه پر از دود
گفتمش از خط جمال حسن بکاهد
روشنی ماه در سواد شب افزود
جام سفالینه هست و کنج خرابات
[...]
طالع مسعود چیست طلعت محمود
شکر که تنها مراست طالع مسعود
چند دهی زاهدا به خلد فریبم
طلعت محمود به ز جنت موعود
ما به تو مستظهریم از همه عالم
[...]
ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
مجلسیان پر کنید دامن مقصود
حسن تو روز رخ ایاز سیه کرد
مژده برای باد صبحگاه بمعمود
چشم زلیخا گر اینجمال به بند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.