معرفت شناخت باشد ، و علم دانش باشد . معرفت اندر مردم و حیوان سرشته باشد و کسب کردنی نیست ، و علم سرشتنی نیست بل کسب کردنی است . جان مردم که لطیف است شناختنی است نه دانستنی ، از بهر آنک اندر هر نفسی سرشته است دانستن ، که اندرین کالبد چیزی است که او را جان خوانند ، و کالبد بدان چیز زنده است ، و لکن چگونگی و چه چیزی و کجایی و چرایی او را نداند ، پس او را معرفت خوانند . و تن دانستنی است ، و بباید آموختن دانستن او را تا بدانی که علت تن غذاست و کثیف است . اعنی از جزء های بسیار ترکیب یافته است ، و اندر چهار طبع است : یکی صفرا که گرم و خشک است برابر آتش از عالم ، و دیگر خون که گرم و تر است برابر هوا از عالم و سدیگر بلغم است که سرد و تر است برابر آب از عالم ، و چهارم سود است که سرد و خشک است برابر خاک از عالم . و بدان که کالبد مردم فرزند این عالم است که اندرو چهار طبع است ، چنانک اندرین عالم چهار امهات است . و حکایت کنند از ارسطا طالیس حکیم که شاگردی از او پرسید از فرق میان معرفت و علم ، وی پاسخ داد که بفلان شهر بودی ؟ گفت بودم . گفت چه دیدی اندرین راه ؟ گفت دیهها دیدم و آبهای روان و پاره یی بیابان و رودی بود بر راه تابدان شهر رسیدم ، و آن شهر آبادان دیدم ، صفت چنین و چنین . حکیم مرورا گفت این همه که گفتی علم است و از دانسته گفتی ، آن وقت پرسید از آن شهر و آن سو نیز زمین و شهرهاست ؟ شاگرد گفت هست . گفت چگونه است ؟ صفت آن بگوی . شاگرد گفت : ندانم که چگونه است ، ولکن دانم که هست . حکیم گفت این که گفتی از معرفت گفتی ، و این را معرفت گویند که هستش بدانی و چگونگی اش ندانی .
پس گوئیم که عالم علوی روحانی شناختنی است و دانستنی نیست . و عالم جسمانی دانستنی است ، و آفریدگار عالم از حصار شناختن و دانستن بیرون است ، تعالی الله عن ذلک علواً کبیراً .



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی تفاوت میان معرفت و علم میپردازد. نویسنده میگوید معرفت چیزی است که در ذات انسان و موجودات دیگر نهفته است و نمیتوان آن را کسب کرد، در حالی که علم از طریق تجربه و یادگیری بهدست میآید. او به چهار طبع بدن اشاره میکند که تأثیرات مختلفی بر زندگی انسان دارند و وجود آنها در کالبد مادی مشخص است. در ادامه، از حکیم ارسطو و گفتگوی او با شاگردش درباره فهم و دانایی صحبت میشود؛ موضوعی که نشان دهندهی عمق معرفت و شناخت است که فراتر از صرف دانشهای تجربی قرار دارد. در نهایت، بر میشود که عالم روحانی شناختنی است اما دانستنی نیست و آفریدگار عالم نیز خارج از این محدوده است.
هوش مصنوعی: معرفت به معنای شناخت و علم به معنای دانش است. معرفت در ذات انسانها و حیوانات وجود دارد و قابل کسب نیست، اما علم چیزی است که باید به دست آورد. روح انسان لطیف است و بر اساس درون هر فرد شناخته میشود، نه از طریق علم. در هر فرد، چیزی به نام جان وجود دارد که بدن به واسطه آن زندگی میکند، اما در مورد ویژگیها و چیستی و چرایی آن اطلاعاتی ندارد. به همین دلیل است که به آن معرفت میگویند. در مقابل، بدن انسان دانستنی است و نیاز به یادگیری دارد تا بداند که علت وجود بدن، غذاست که خود ترکیبی از اجزای مختلف میباشد. بدن انسان از چهار طبع تشکیل شده: صفرا، خون، بلغم و سود که هر یک با یکی از عناصر چهارگانه مرتبط است. بدن انسان نهایتاً فرزند این عالم است، و همانطور که در این عالم چهار عنصر اصلی وجود دارد، در بدن انسان نیز این چهار طبع موجود است. حکیم ارسطو به شاگردش توضیح میدهد که تفاوت بین معرفت و علم چیست. او مثالی میآورد: اگر کسی سفر کند و چیزهایی را ببیند، آنچه را که مشاهده کرده علم نامیده میشود. اما اگر او بداند که در دوردستها چیزهای دیگری نیز وجود دارد اما نتواند جزئیات آنها را بیان کند، آن را معرفت میدانند، زیرا او میداند که چیزی هست بدون آنکه بتواند ویژگیهای آن را توضیح دهد.
هوش مصنوعی: به این ترتیب میتوان گفت که عالم معنوی و روحانی قابل درک است اما نمیتوان به طور کامل آن را شناخت. در مقابل، عالم مادی قابل شناخت است. همچنین، آفریدگار این عالم فراتر از هر گونه درک و شناخت است و از این لحاظ به مقام و جایگاهی والا دست یافته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.