چون شاهد پوشیده خرامان گردد
بس رخت بخیل کاو گروگان گردد
هر پوشیده ز جامه عریان گردد
گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون شاهد پوشیده خرامان گردد
بس رخت بخیل کاو گروگان گردد
هر پوشیده ز جامه عریان گردد
گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به زیبایی و جذابیت عشق و معشوق اشاره میکند. او بیان میکند که وقتی معشوق به آرامی و زیبایی گام برمیدارد، حسادت و بخیل بودن دیگران نسبت به او بیشتر میشود. عشق و جذابیت معشوق آنقدر قوی است که حتی چیزهای ظاهراً سخت و بیروح نیز تحت تأثیر او به ظرافت و زیبایی تبدیل میشوند. در واقع، عشق میتواند تحول عظیمی ایجاد کند و هر چیز سخت و زمخت را به زیبایی تبدیل نماید.
هوش مصنوعی: اندازه زیبایی و جذابیت یک چیز، وقتی نمایان میشود که زیبایی دیگری در کنار آن قرار گیرد. وقتی که یک شاهد، به آرامی و با ناز قدم میزند، زیباییهای پنهان نیز به وضوح نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگر لباس و جمال تو در میان جمعیت گرفته شود، حتی اگر سنگ هم باشی، به زیبایی گنجی درخشان تبدیل خواهی شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از عکس لبت دیده بدخشان گردد
وز یاد رخت سینه گلستان گردد
بی روی توگر آب خورم چون گلبن
اندر دل من چو غنچه پیکان گردد
معشوقه چو آفتاب تابان گردد
عاشق به مثال ذره گردان گردد
چون باد بهار عشق جنبان گردد
هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد
هر سر که تو را بر خط فرمان گردد
از دولت تو سرور اقران گردد
آن عید هر آنکه با تو کژ بد چوگان
این عید به شمشیر تو قربان گردد
هر کس از وضع خود گریزان گردد
شاید که بری ز نور ایمان گردد
باشد در دیده ها بعینه زنار
از دانه چو تار سبحه عریان گردد
زان پیش که دی آفت بستان گردد
اوراق گل از خزان پریشان گردد
ساقی، تو که ابر رحمتی، رشحه ببار
تا بلبل طبع من غزل خوان گردد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.