تا تو بخودی ترا به خود ره ندهند
چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند
چون پاک آئی ز هر دو عالم به یقین
آنگه بنشان نفرت انگشت نهند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تا تو بخودی ترا به خود ره ندهند
چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند
چون پاک آئی ز هر دو عالم به یقین
آنگه بنشان نفرت انگشت نهند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این رباعی دربارهٔ رسیدن به خودآگاهی و پاکی درونی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که برای رسیدن به وابستگی صحیح و راستین باید ابتدا از خود بیخود شد و عشق حقیقی را تجربه کرد. هنگامی که انسان از دو جهان مادی و معنوی پاک شود، میتواند از نفرت و کینهها رهایی یابد و در آرامش واقعی قرار گیرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودت را نشناسی و به درون خود دسترسی پیدا نکنی، نمیتوانی به معنای واقعی خودت برسید. وقتی که در حالت مستی و بیخبر از خود هستی، از نگاه دیگران دور میشوی و خود را پنهان میکنی.
هوش مصنوعی: وقتی که از هر دو دنیا پاک و خالص شوی، به یقین میتوانی نفرت را دور بریزی و آن را از خود دور کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا تو توئی تو را به حق ره ندهند
چون بی تو شدی زدیده بیرون ننهند
عشاق اگر دو کون پیش تو نهند
مفلس مانند و از خجالت نرهند
من عاشق دلسوخته جانی دارم
پیداست درین جهان به جانی چه دهند
تا با تو تویی ترا به خود ره ندهند
چون بیتو شدی زدیده بیرون ننهند.
قومی که به خاک مرگ سر بازنهند
تا حشر ز قال و قیل خود باز رهند
تا کی گوئی کسی خبر باز نداد
چون بیخبرند از چه خبر باز دهند
عشّاق دمی زقید هجران نرهند
تا کام به زیر گام خود در ننهند
گر عاشق مایی زسر خود برخیز
کانجا به گزاف جه به کس می ندهند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.