هرچند که بار آن شترها شکر است
آن اشتر مست چشم او خود دگر است
چشمش مست است و او ز چشمش بتر است
او از مستی ز چشم خود بیخبر است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هرچند که بار آن شترها شکر است
آن اشتر مست چشم او خود دگر است
چشمش مست است و او ز چشمش بتر است
او از مستی ز چشم خود بیخبر است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به ارتباط میان عشق و مستی میپردازد. او به شترهایی اشاره میکند که بار شیرینی دارند، اما خود شتر نیز در حال مستی به سر میبرد. این مستی در واقع به حال و هوای عاشقینی نسبت داده میشود که از شدت عشق و زیبایی محبوب خود غافلاند و در دنیای خاص خود غرق شدهاند. در نهایت، شاعری مست به چشم معشوق، بیخبر از دنیای اطرافش، به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که شترها بار شیرینی حمل میکنند، اما خود شتر مست و سرمست از زیبایی چشم او است.
هوش مصنوعی: چشم او از شوق و نشئگی پر است، اما خود او از حالتی که در آن قرار دارد، بیخبر است. او حتی از خود مستیاش نیز آگاهی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شنگرف چکانیده تو را بر شکر است
مشکین زلفت شکسته گِردِ قمر است
حورات مگر مادر و غلمان پدر است
کاین صورت تو ز آدمی خوبتر است
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
او راست بود با تو، تو گر باشی راست
وآنگه که به اخلاص و درون صافی
او را باشی بدان که او نیز تو راست
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
زاول به منت میل بد آن میل کجاست؟
و امروز ملول گشتی از بهر چراست؟
خر سر سر تو سزای زخم تبر است
وز روی قیاس کرد گوئی دگر است
لیکن بمیان هر دو فرق اینقدر است
کاینجا ملحد بزیر و آنجا زبر است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.