تا زلف تو را به جان و دل بنده شدیم
چون زلف تو بس جمع و پراکنده شدیم
ارواح، تو را سجدهکنان می گویند
چون پیش تو مردیم همه زنده شدیم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تا زلف تو را به جان و دل بنده شدیم
چون زلف تو بس جمع و پراکنده شدیم
ارواح، تو را سجدهکنان می گویند
چون پیش تو مردیم همه زنده شدیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی عشق عمیق خود به معشوق را بیان میکند. او به خاطر زیبایی زلف معشوق، جان و دل خود را فدای او میکند و احساس میکند که به دنبال او زندگی جدیدی پیدا کرده است. ارواح و نفسهای او در حضور معشوق به سجده درمیآیند و در واقع از مرگ به زندگی دوبارهای دست مییابند. این شعر حالتی از شوق و فانی شدن در عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ما به عشق زلف تو جان و دل خود را فدای تو کردیم، چرا که زلف تو هر لحظه به زیبایی و بینظمی تغییر میکند.
هوش مصنوعی: روحها با افتادگی به تو احترام میگذارند و میگویند: "زمانی که در برابر تو قرار گرفتیم، زندگی جدیدی را آغاز کردیم."
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
برخاستی و به دیدنت زنده شدیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.