چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد
جهان عقل چو روم و جهان طبع چو زنگ
میان هر دو فتادهست کارزار و جهاد
شما و هر چه مراد شماست در عالم
من و طریق خداوند مبدا و ایجاد
به اختلاف دو شمشیر نیست امن طریق
که اختلاف مقرر ز شورش اضداد
ولیک ملک مقرر نصیبه خردست
که امن و خوف نداند کلوخ و سنگ و جماد
چراغ عقل در این خانه نور میندهد
ز پیچ پیچ که دارد لهب ز یاغی باد
فرشته رست به علم و بهیمه رست به جهل
میان دو به تنازغ بماند مردم زاد
گهی همیکشدش علم سوی علیین
گهیش جهل به پستی که هر چه بادا باد
نشسته جان که به یک سو کند ظفر این را
که تا رهم ز کشاکش شوم خوش و منقاد
چو نیم کاره شد این قصه چون دهان بستی
ز بیم ولوله و شر و فتنه و فریاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تقابل میان عقل و طبع پرداخته و به بحرانهای درونی خود اشاره میکند. او میگوید که در جهانی پر از تضاد و جنگ، چگونه میتوان به شادی و خرم بودن دست یافت. او از اختلافات و بحرانهایی که میان عقل و جهل وجود دارد سخن میگوید و تأکید میکند که فرشتگان به علم و موجودات نادان به جهل وابستهاند. در نهایت، شاعر در پی یافتن راهی آرام و مطمئن است تا از این کشاکش رهایی یابد و به سرمنزل مقصود برسد.
هوش مصنوعی: وقتی که جنگ میان شاه روم و شمشاد درگرفته باشد، من چگونه میتوانم شاد و خوشحال باشم؟
هوش مصنوعی: در اینجا مقصود این است که عقل و طبع (عواطف و احساسات) هر کدام در جهانی متفاوت قرار دارند. عقل به دنیای منطقی و فکری اشاره دارد و طبع به دنیای هیجانی و احساسی. در بین این دو، درگیری و مبارزهای وجود دارد که نشاندهنده تناقضها و چالشهایی است که انسان در زندگی با آن مواجه میشود.
هوش مصنوعی: شما و تمام خواستهها و آرزوهایتان در زندگی من وجود دارید و تنها راه رسیدن به آنها، مسیر خداوند است.
هوش مصنوعی: امنیت یک راه، به تفاوت دو شمشیر بستگی ندارد؛ بلکه عدم تضاد در میان نیروهای متضاد است که نظم و آرامش را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اما سرنوشت در دست خرد است که نه از ترس آگاه است و نه از امنیت، و نه به چیزی که بیجان باشد، همچون سنگ و خاک، اعتنایی ندارد.
هوش مصنوعی: در این خانه، روشنی عقل به خوبی تابش میکند، به دلیل اینکه باد سرکش باعث ایجاد نوسان و تحرک در شعلههای آن میشود.
هوش مصنوعی: فرشتگان به خاطر علم و آگاهی به اوج رستگاری میرسند، در حالی که حیوانات به دلیل نادانی در سطوح پایینتری قرار دارند. انسانها اما در میانه این دو دسته قرار دارند و در تلاشاند تا از این تناقضات عبور کنند.
هوش مصنوعی: گاهی علم او را به اوج و مقام عالی میکشاند و گاهی جهل او را به پایینترین جایگاه میبرد، که در نهایت هر چه که پیش آید، پیش خواهد آمد.
هوش مصنوعی: جانم در انتظار است که به یک سمت برود و پیروزی به دست آورد، تا این که از این کشمکشها رها شوم و آرامش یابم.
هوش مصنوعی: وقتی که این داستان ناتمام ماند و تو به خاطر ترس از آشوب، هیاهو و فریاد، سکوت کردی...
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد
بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد
درست و راست کناد این مثل خدای ورا
اگر ببست یکی در، هزار در بگشاد
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
[...]
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
که گاه مردم ازو شادمان و گه ناشاد
مباش غمگین یک لفظ یاد گیر لطیف
شگفت و کوته ، لیکن قوی و با بنیاد
یمین دولت شاه زمانه با دل شاد
بفال نیک کنون سوی خانه روی نهاد
بتان شکسته و بتخانه ها فکنده ز پای
حصارهای قوی بر گشاده لاد از لاد
هزار بتکده کنده قوی تر از هرمان
[...]
همی ستیزه برد زلف یار با شمشاد
شگفت نیست گر از وی همیشه باشم شاد
گهی بپیچد و بستر بسیجد از دیبا
گهی بتازد و زنجیر سازد از شمشاد
ز قیر بر گل خندان هزار سلسله بست
[...]
دگر نخواهم گفتن همی ثنا و غزل
که رفت یکسره بازار و قیمت سرواد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.