آخر بشنید آن مه آه سحر ما را
تا حشر دگر آمد امشب حشر ما را
چون چرخ زند آن مه در سینه من گویم
ای دور قمر بنگر دور قمر ما را
کو رستم دستان تا دستان بنماییمش
کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را
تو لقمه شیرین شو در خدمت قند او
لقمه نتوان کردن کان شکر ما را
ما را کرمش خواهد تا در بر خود گیرد
زین روی دوا سازد هر لحظه گر ما را
چون بینمکی نتوان خوردن جگر بریان
میزن به نمک هر دم بریان جگر ما را
بی پای طواف آریم بیسر به سجود آییم
چون بیسر و پا کرد او این پا و سر ما را
بی پای طواف آریم گرد در آن شاهی
کو مست الست آمد بشکست در ما را
چون زر شد رنگ ما از سینه سیمینش
صد گنج فدا بادا این سیم و زر ما را
در رنگ کجا آید در نقش کجا گنجد
نوری که ملک سازد جسم بشر ما را
تشبیه ندارد او وز لطف روا دارد
زیرا که همیداند ضعف نظر ما را
فرمود که نور من ماننده مصباح است
مشکات و زجاجه گفت سینه و بصر ما را
خامش کن تا هر کس در گوش نیارد این
خود کیست که دریابد او خیر و شر ما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تصویرسازی زیبایی از عشق و معنویت میپردازد و حالوهوای شگفتانگیز وصال را توصیف میکند. او از یک مه و قمر سخن میگوید که نمایانگر محبوب است و میخواهد تا زیباییها و خوبیهایش را به نمایش بگذارد. در کنایهای به میم مثل رستم و یوسف، از زیبایی و ارزشی که در نزد محبوب مییابد، یاد میکند و در ادامه به مفهوم فانی و بستر طواف در عشق میپردازد. شاعر از نور معنوی سخن میگوید که فراتر از رنگ و نقشهاست و تنها کسانی که درک درستی از آن دارند میتوانند به شناخت واقعی برسند. در انتها، او به خاموشی و سکوت اشاره میکند تا فضیلتهای درونی و دقیقتری در وجود خود را به نمایش بگذارد.
بالاخره آن زیبارو آه صبحدم ما را شنید؛ تا قیامت و غوغایی دیگر به جمع ما آمد.
هوش مصنوعی: وقتی که آن ماه زیبا در دل من میچرخد، به دور و اطراف قمر ما توجه کن.
هوش مصنوعی: سخت در جستجوی رستمی هستیم تا به او قدرت و توانایی خود را نشان دهیم و دنبال یوسفی هستیم تا زیبایی و شکوه خود را به او نشان دهیم.
تو لقمه شیرین شو در برابر قند او؛ نمیتوان معدن و کوه شکر او را لقمهکرد.
کرم و بخشش او میخواهد ما را در بر بگیرد، بدینجهت است که هر آن و هر لحظه برای مرض گری ما دوا میسازد.
هوش مصنوعی: وقتی که جگر کبابی بدون نمک قابل خوردن نیست، پس هر لحظه باید به جگر کبابی ما نمک بزنند تا قابل خوردن شود.
هوش مصنوعی: ما بدون پا دور کعبه طواف میکنیم و بیسر به سجده میرویم، چرا که او به گونهای ما را سر و پا کرده که خود را به این حال درمیآوریم.
هوش مصنوعی: ما بدون پای، دور آن پادشاه میچرخیم که در مستی «هستی» بر ما وارد شد و در دلهای ما شکاف ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: رنگ ما به دلیل وجود او به زیبایی طلا شده است و از عمق وجودش، گنجهای بینظیری به دست میآوریم. امیدواریم که این ارزش و زیبایی همیشگی بماند.
چهطور میتوان وصف کرد، نوری که جسم بشری ما را فرشته میکند؟
هیچگونه مشابهی ندارد اما ضعف بینایی ما را میبخشد وقتی که اشتباه میکنیم (و میگوییم مشابه دارد)
هوش مصنوعی: او فرمود که نور من مانند چراغی است که در شیشهای درخشان قرار دارد. این نور به قلب و چشمهای ما تابیده میشود.
هوش مصنوعی: سکوت کن تا کسی نشنود، این شخص کیست که بتواند خوبی و بدی ما را تشخیص دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
بیرون ز سپهر انداخت این ذوق نظر ما را
هر چند زمین سائیم برتر ز ثریانیم
دانی که نمی زیبد عمری چو شرر ما را
شام و سحر عالم از گردش ما خیزد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.