نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد
اومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمد
نومید مشو گر چه، مریم بشد از دستت
کآن نور که عیسی را، بر چرخ کشید آمد
نومید مشو ای جان، در ظلمت این زندان
کآن شاه که یوسف را، از حبس خرید آمد
یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستوری
یوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد
ای شب به سحر برده! در یارب و یارب تو
آن یارب و یارب را، رحمت بشنید آمد
ای درد کهنگشته! بخ بخ که شفا آمد
وی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد
ای روزه گرفته تو! از مائدهٔ بالا
روزه بگشا خوشخوش، کآن غرهٔ عید آمد
خامش کن و خامش کن، زیرا که ز امر «کن»
آن سکته حیرانی، بر گفت «مزید» آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عنوان یک پیام امیدبخش نوشته شده است. شاعر به مخاطب خود میگوید که ناامید نشود چرا که امید به زندگی و رحمت الهی همیشه وجود دارد. او به نمونههای تاریخی مانند مریم، یوسف و یعقوب اشاره میکند تا نشان دهد حتی در سختترین شرایط، نجات و فرجی ممکن است. شاعر همچنین به دردها و قفلهای زندگی اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که انتظار روزهای خوب و شادی را داشته باشد. در نهایت، او دعوت میکند که سکوت کند و نسبت به وعدههای خداوند سرشار از امید باشد.
ای عزیز ناامید نشو، چرا که روزنه های امید، پدیدار شده است و آنچه موجب امیدواری همه انسانها است، از عالم غیب رسیده است.
حتی اگر همچون حضرت عیسی، مریم را از دست داده ای [و به دلیل فشار دشمنان از عزیزترین کس خود، جدا افتاده ای] باز هم ناامید نباش، زیرا همان نوری که عیسی را به آسمان ها برد [و او را از چنگ دشمنان نجات داد،] آمده است.
ای عزیز در ظلمت این دنیای همچون زندان، ناامید نباش، زیرا همان شاهی که یوسف نبی را از حبس برده داران خرید [و موجبات عزیز مصر شدن او را پدید آورد]، آمده است.
[ناامید نباش زیرا] دوران هجران یعقوب به سر آمده است و یوسف که زلیخا را درگیر عشق خود کرده بود، بازگشته است.
ای کسی که شب را با یاد خدا و ذکر یارب یارب سحر کرده ای، [ناامید نباش، زیرا] رحمت خداوند، صدای یارب یارب تو را شنیده و آمده است.
ای درد قدیمی! تبریک می گویم، زیرا شفای تو آمده است[و برای همیشه درمان خواهی شد]، و ای قفل همیشه بسته، باز شو که کلید باز شدن تو آمده است.
ای کسی که [ به نیت حل مشکلات خود،] روزه گرفته ای، با شادمانی، [همچون حضرت مریم،] از طعام های آسمانی افطار کن [و روزه ها را به پایان ببر،] زیرا که عید فطر فرا رسیده است.
خاموش باش و شکوه و شکایات را به پایان ببر، زیرا که با فرمان «کن فیکون» (یس/۸۲) خداوند، پایان دوره سرگشتگی و حیرانی، «و لدینا مزید» (ق/۳۵) گویان، فرا رسیده است. [زین پس بیش از آنچه میخواستی، نصیب تو خواهد شد]
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.