بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد
دو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد
شما دلها نگه دارید مسلمانان که من باری
چنان آمیختم با او که دل با من نیامیزد
نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم
چو میوه زاید از شاخی از آن شاخ اندرآویزد
ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانست
قرارش از کجا باشد کسی کز سایه بگریزد
سر زلفش همیگوید صلا زوتر رسن بازی
رخ شمعش همیگوید کجا پروانه تا سوزد
برای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شو
درافکن خویش در آتش چو شمع او برافروزد
چو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتش
اگر آب حیات آید تو را ز آتش نینگیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و سوزان شاعر به معشوقی است که جمالش جاذبهای بینظیر دارد. شاعر از جذابیت چشمان معشوق و شیوهاش در جلب دلها میگوید و احساس میکند که دلش دیگر نمیتواند از معشوق جدا شود. او به این نکته اشاره میکند که مانند میوهای که به شاخهای آویزان است، وجودش کاملاً به معشوق وابسته شده است. همچنین، تصویرهایی از ناآرامی و خواست درونی برای آتش سوزی و سوختن به خاطر عشق و زیبایی معشوق ارائه میدهد. نهایتاً، شاعر به این باور میرسد که عشق واقعی او را از هرگونه ترس و نگرانی دور کرده و حاضر است در آتش عشق بسوزد.
هوش مصنوعی: چشمانی که زیبایی و هنر را به زهره (سیارهٔ زهره) و ماه نسبت میدهند، به گونهای جادوگرانه میتوانند هر کسی را مجذوب خود کنند و دلها را به سوی خود جذب کنند.
هوش مصنوعی: شما مسلمانان، دلهای خود را حفظ کنید، زیرا من به قدری با او ارتباط برقرار کردهام که دیگر دل من به کسی غیر از او تعلق نمیگیرد.
هوش مصنوعی: من ابتدا از عشق او متولد شدم و در نهایت دل خود را به او سپردم، همانطور که میوهای از شاخهای به آن شاخه آویزان میشود.
هوش مصنوعی: من از سایهٔ خود میگریزم؛ زیرا نور و روشنایی در سایهها پنهان است. بنابراین، کسی که از سایه میگریزد، چگونه میتواند به آرامش و قرار دست یابد؟
هوش مصنوعی: زلف معشوق میگوید که زودتر بایست به رسن بازی بپردازی، چون چهرهاش مانند شمع است و میگوید کجا است پروانهای که خود را بسوزاند.
هوش مصنوعی: برای بازی با این زلف زیبا، شجاع باش و خود را در آتش عشق او مانند شمع بسوزان تا او روشن شود.
هوش مصنوعی: وقتی ذوق سوختن را دیدی، دیگر نمیتوانی از آتش فاصله بگیری. اگر آب حیات نیز به تو برسد، آتش تو را نمیسوزاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
امیرا باش تا سلطان ترا طبل و علم سازد
ز بهر جنگ بدخواهان ترا خیل و حشم سازد
سپاهی از عرب خواهد سپاهی از عجم سازد
ترا اندر سپهداری مکان روستم سازد
در آن کشور که تو خواهی ترا باغ ارم سازد
[...]
که من پروانه ام خود را بجایی میتوانم زد
بدستی عاشق از سنگ ملامت خانه میسازد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.