ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
بی حد و بیکناری نایی تو در کنار
ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست
زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان
چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست
جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست
جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
تا کار و بار عشق هوای تو دیدهام
ما را تحیریست که با کار کار نیست
یک میر وانما که تو را او اسیر نیست
یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
مرغان جستهایم ز صد دام مردوار
دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح
با جام بادهای که مر آن را خمار نیست
گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق
گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین
مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا
هنگام مردنست زمان عقار نیست
گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر
زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش
سوی مقربان وصالت گذار نیست
آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش
جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق به خدا صحبت میکند و بر بینظیر و بینهایت بودن عشق او تأکید میکند. او به تحیر و حیرتی که عشق به وجود آورده اشاره میکند و میگوید که جز فضل و ثنای خدا هیچ امیدی ندارد. مخاطب با درد و رنج ناشی از فراق مواجه است و به او گوشزد میشود که عاشقان هیچ اختیاری از خود ندارند و باید از گرفتاریهای دنیا بگذرند. در پایان، شاعر به جلوههای عشق اشاره میکند و تأکید میکند که هر چیز جز عشق، تنها غبار است.
هوش مصنوعی: ما را به خود بپذیر، چرا که تو هیچ کناری برای خودت نداری. عاشق بودن و به خدا نواختن، هیچ خجالت و عیبی ندارد.
هوش مصنوعی: تو در کنار، بیحد و مرز و بیپایان هستی، ای دریا که به خاطر تو هیچ ترسی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از شبی که خود را به عاشقان نشان دادی، مانند چرخ که مدام در حال حرکت است، هیچکس آرامش و قرار ندارد.
هوش مصنوعی: جز رحمت و نعمت تو ما هیچ امیدی نداریم و جز ستایش و مدح تو چیزی برای نذر کردن و قربانی کردن نداریم.
هوش مصنوعی: من از وقتی که عشق تو را در زندگیام تجربه کردهام، دچار حیرتی شدهام که نمیتوانم به کارهای دیگر بپردازم.
هوش مصنوعی: تو حتی اگر خود را به صورت یک شاهزاده (میر) یا یک شیر (سمبل قدرت و شجاعت) معرفی کنی، در واقع نمیتوانی مرا به بند بکشی یا شکار کنی، زیرا عشق واقعی من، از این حوادث و تظاهرها فراتر است.
هوش مصنوعی: ما از میان بسیاری از دامهای شکارچیان فراری بودهایم، ولی دامی که تو برای ما برپا کردهای، دامی است که از این طرف فرار نمیتوان کرد.
هوش مصنوعی: رسول عشق تو همچون ساقی در صبح زود آمده است و با جامی پر از شراب آورده که اثر نشئگی ندارد.
هوش مصنوعی: به او گفتم که از غم دوری تو ضعیف و بیتابم، او در پاسخ گفت که دیگر بهانهای برای عذرخواهی نیست.
هوش مصنوعی: گفتم که بهانهای برای این وضعیت ندارم، حال من را خودت ببین. اگر من عذرخواهی میکنم، نپذیر، چون حال من خیلی بد نیست.
هوش مصنوعی: زندگی من به قدری به سختی و زحمت سپری شده که دیگر حتی یک لحظه هم برایم باقی نمانده و اکنون زمان مرگم فرا رسیده است. در این حال، دیگر هیچ میسر و فرصتی برای بهبود وضعیت نیست.
هوش مصنوعی: عاشقها نمیتوانند به حال و شرایط خود فکر کنند، بنابراین به تو میگوید که به فکر حال خود نباشی و آن را فراموش کنی.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به نزدیکی و وصال به مقربان، باید از راحتی و رنج و همچنین یاد خود عبور کنی، زیرا بدون این گذر، امکان ندارد که به آن هدف برسی.
هوش مصنوعی: از این شراب بنوش و غبار یادها را از خود دور کن، زیرا غیر از عشق ماه هیچچیز دیگری وجود ندارد که ارزش توجه داشته باشد و همه چیز دیگر فقط بیهوده و بیفایده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای آنکه چون تو زیر فلک شهریار نیست
آمد بهار خرم و کس شاد خوار نیست
اندر بهی شدنت بیابد بها بهار
تا تو بهی نیابی کس را بهار نیست
تا تو بهار یافتی از درد خستگی
[...]
کس را بر اختیار خدای اختیار نیست
بر دهر و خلق جز او کامگار نیست
قسمت چنان که باید کردست در ازل
و اندیشه را بر آنچه نهادست کار نیست
بر یک درخت هست دو شاخ بزرگ و این
[...]
سروی بهراستی چو تو در جویبار نیست
نقشی به نیکویی چو تو در قندهار نیست
جفت مهی اگرچه به خوبیت جفت نیست
یار شهی اگر چه به خوبیت یار نیست
زلف تو مشک بارد و بر مه زره شود
[...]
آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست
از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست
جز چشم زخم امت و تعویذ بخل نیست
جز رد چرخ و آب کش روزگار نیست
آن دست و آن زبان که درو نیست نفع خلق
[...]
ساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیار
کز مرد بختیار جزین اختیار نیست
پرهیزگار باش و چه سودست پند من
که امروز روز مردم پرهیزگار نیست
مرد خدای شو که خدای است دستگیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.