اگر درد مرا درمان فرستی
وگر کشت مرا باران فرستی
وگر آن میر خوبان را به حیلت
ز خانه جانب میدان فرستی
وگر ساقی جان عاشقان را
میان حلقه مستان فرستی
همه ذرات عالم زنده گردد
چو جانم را بر جانان فرستی
وگر لب را به رحمت برگشایی
مفرح سوی بیماران فرستی
به دربان گفتهای مگذار ما را
مرا هر دم بر دربان فرستی
منم کشتی در این بحر و نشاید
که بر من باد سرگردان فرستی
همیخواهم که کشتیبان تو باشی
اگر بر عاشقان طوفان فرستی
مرا تا کی مها چون ارمغانی
به پیش این و پیش آن فرستی
دل بریان عاشق باده خواهد
تو او را غصه و گریان فرستی
یکی رطلی گران برریز بر وی
از آن رطلی که بر مردان فرستی
دل و جان هر دو را در نامه پیچم
اگر تو نامه پنهان فرستی
تو چون خورشید از مشرق برآیی
جهان بیخبر را جان فرستی
چه باشد ای صبا گر این غزل را
به خلوتخانه سلطان فرستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و آرزوی وصال معشوق سخن میگوید و در دل نگران است که اگر خداوند دردش را درمان کند، عالم را زنده خواهد کرد. او خواستار این است که معشوق خود باران رحمت را بر روح عاشقان ببارد و در این بین دارد از کاستیهای دنیا و بیقراریهایش میگوید. شاعر به دربان اشاره میکند که نباید او را از معشوق دور کند و در عین حال، میخواهد که خدا کشتیبانش باشد و او را در طوفانهای عشق تنها نگذارد. همچنین، احساس میکند که نامههایش را نیز باید معشوق به نحوی به دست آورده و جانش را به نور حقیقت برساند. در نهایت، از صبا خواستار این است که غزلش را به سلطان محبت برساند.
هوش مصنوعی: اگر تو درد من را بهبود بخشی یا اگر به خاطر باران جانم را بگیری، مشکلی نیست.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی آن جوان زیبا را به نیرنگ از خانه به سمت میدان بفرستی،
هوش مصنوعی: اگر ای ساقی جان عاشقان را در جمع مستان بفرستی و برایشان نوشیدنی بیاوری،
هوش مصنوعی: همه چیز در جهان زنده و حیاتی جدید مییابد اگر تو جانم را به محبوب برسانی.
هوش مصنوعی: اگر لبخند محبت را به دیگران هدیه دهی، دل بیماران را شاد خواهی کرد.
هوش مصنوعی: به دربان گفتهای که ما را راه ندهد و هر بار که میخواهی ما را به او بفرستی.
هوش مصنوعی: من مانند یک کشتی در این دریا هستم و نمیتوانی بادهای سرگردان را به سمت من بفرستی.
هوش مصنوعی: من میخواهم که تو رهبر و هدایتگر من باشی، اگر بر دلباختگان طوفانی بفرستی.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که مرا مانند یک هدیه به این سو و آن سو میفرستی.
هوش مصنوعی: دل سوخته و عاشق، نوشیدنی خواهد. تو باید غم و اندوه او را به گریه تبدیل کنی.
هوش مصنوعی: در این بیت به صورتی نمادین گفته شده که بر کسی که سزاوار است، از همان چیزی بریز که برای مردان ارجمند میفرستی. به نوعی اشاره به احترام و ارزشی است که باید به افراد شایسته داد و نشان میدهد که باید با دلگرمی و بزرگواری به آنها توجه کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو نامهای پنهان برایم بفرستی، من هم دل و جانم را در نامهام میپیچم.
هوش مصنوعی: تو مانند خورشیدی که از سمت مشرق طلوع میکند، به دنیا جان میدهی و از بیخبری آن آگاهش میسازی.
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر این شعر را به خلوتگاه پادشاه برسانی، چه میشود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گهی نان را فدای جان فرستی
گهی جان را فدای نان فرستی
گهی دلرا دهی ذوق عبادت
که تا جانرا بر جانان فرستی
کنی گه جان و دلرا خادم تن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.