که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
که از خوی تو پر از مشک گشت گرمابه
چو شانه سنگ ز عشق تو شاخ شاخ شدهست
پریت خوانده به حمام و کردهات لابه
چو شانه زلف تو را دید شد هر انگشتش
دلیل و آلت تهلیل همچو سبابه
ز نور روی تو پر گشت خلوت حمام
که جمله قبه زجاجی شدهست چون تابه
خمش که گل مثل آب از تو یافت صفا
که هر کی نسبت تو یافت گشت نسابه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق پرداخته و حال و هوای عاشقانه را توصیف میکند. او به وصف خوی و صفای معشوق میپردازد و عشق را که مانند مشک در فضای حمام متجلی شده، توصیف میکند. همچنین، تصویر ظهور نور از چهره معشوق در تاریکی خلوت حمام به زیبایی بیان شده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که گلی که از صفای معشوق نشأت میگیرد، به همگان زیبایی و صفا میبخشد.
هوش مصنوعی: دیروز معشوقهات در کنار تو بود و با هم همبستر شدید، بهطوری که بخار عطر و بوی خوبت فضا را پر کرده بود.
هوش مصنوعی: چونکه عشق تو مانند سنگی است که شانهاش را شکاف داده و به تو به عنوان یک پری اشاره کردهاند و در حمام از تو درخواست کمک کردهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که شانه زلف تو را مشاهده کرد، هر یکی از انگشتانش به نوعی نشانه و وسیلهای برای تعریف و تمجید از تو شد، مانند انگشت اشاره که بر نشانهای تأکید میکند.
هوش مصنوعی: از نوری که بر چهرهات میتابد، فضای حمام پر شده است، بهطوری که همه چیز شفاف و همچون یک ظرف شیشهای به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی گل آرامش و زیبايی را از تو به دست آورد، هر کسی که به تو نسبت داده شود، به نوعی شبیه تو خواهد شد و از صفای وجودت بهرهمند خواهد گردید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.