سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره
دلم بردی نمیدانم چه آوردی دگرباره
فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت
که پاره پاره پیش آیی و بربایی دل پاره
برای ماه بیچون را کشیدی جور گردون را
مسلم گشت مجنون را که عاقل نیست این کاره
بیار آن جام پرآتش که تا ما درکشیمش خوش
به عشق روی آن مه وش برون از چرخ و استاره
بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من
که کار عشق این باشد که باشد عاشق آواره
اگر زخمی زنی از کین به قصد این دل مسکین
بزن که زخم بردارد چه باید کرد بیچاره
دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه
بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است یا خاره



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و شیدایی خود نسبت به معشوق سخن میگوید و از جذابیت و دلبری او به وجد آمده است. او به یادآوری لحظات دلخراش و آسیبهای عاشقانه میپردازد و تصویرهایی از درد و آرزوهایش را به تصویر میکشد. شاعر از معشوق میخواهد که عشق و شوق را در دلش شعلهور کند و میداند که چشمان معشوق، او را در موقعیتی آشفته و آشوب درون قرار میدهد. همچنین، او به چالشی میان عقل و عشق اشاره میکند و در پایان از شمس تبریزی میپرسد آیا دل او سخت و سنگی است یا نرم و آماده.
هوش مصنوعی: عاشقانی که زیبا و دلربا هستند، دوباره به سراغم آمدهاند و دلم را با خود بردهاند. نمیدانم چه چیزی دوباره برای من به ارمغان آوردهاند.
هوش مصنوعی: آه از نگاه حیلهگر تو که از ابتدای کار همین بود. تو به گونهای میآیی که قلبها را شکسته و رنجیده به دست میگیری.
هوش مصنوعی: تو برای ماه بینقص و بینظیر، رنجها و سختیهای دنیا را تحمل کردی، و این نشان داد که عاشق مجنون، عاقل نیست که چنین کارهایی انجام دهد.
هوش مصنوعی: بیا آن جام پر از حرارت را بیاور که ما با لذت آن را بنوشیم. خوشا به حال کسی که چهره زیبای آن معشوق را میبیند، که فراتر از آسمان و ستارهها است.
هوش مصنوعی: بزن آتش به مزرعهام و از بالای بام، ظرف من را پرتاب کن. کار عشق اینگونه است که عاشق همیشه سرگردان و بیقرار باشد.
هوش مصنوعی: اگر به دل بیچارهام زخم بزنی، به خاطر کینهات، کاری نیست جز اینکه آن را تحمل کنم. ما چه کنیم با این درد؟
هوش مصنوعی: دل من پر از افکار و اندیشههاست، مانند دکانی پر از شیشههای Fragile. ای شمس تبریزی، آیا دل تو سخت و冷 است یا پر از درد و زخم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره
چو آمد آفتاب جان نخواهم شمع و استاره
دلا نقاش را بنگر چه بینی نقش گرمابه
مه و خورشید را بنگر چه گردی گرد مه پاره
نهادی سیر بر بینی نسیم گل همیجویی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.