خداوندا مده آن یار را غم
مبادا قامت آن سرو را خم
تو می دانی که جان باغ ما اوست
مبادا سرو جان از باغ ما کم
همیشه تازه و سرسبز دارش
بر او افشان کرامتها دمادم
معظم دارش اندر دین و دنیا
به حق حرمت اسمای اعظم
وجودش در بنی آدم غریب است
بدو صد فخر دارد جان آدم
مخلد دار او را همچو جنت
که او جنات جنات است مبهم
ز رنج اندرون و رنج بیرون
معافش دار یا رب و مسلم
جهان شاد است وز او صد شکر دارد
که عیسی شکرها دارد ز مریم
دعاهایی که آن در لب نیاید
که بر اجزای روح است آن مقسم
مجاب و مستجابش کن پی او
که تو داناتری والله اعلم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از خداوند میخواهد که از یار محبوبش غم نگیرد و قامت او را خم نکند، زیرا او جان باغ زندگی شاعر است. وصف میکند که این یار باید همیشه سرسبز و تازه بماند و در دین و دنیا مورد احترام باشد. همچنین، وجود او در میان انسانها بینظیر است و او منبع فخر و شکر است. شاعر از خداوند درخواست میکند تا او را از رنجها معاف و دعاهایش را مستجاب کند، چون جهانی شاداب از وجود او بهرهمند است.
هوش مصنوعی: خدایا، نگذار که دوست من غم ببینید و باعث نشو که قامت زیبا و بلندش خم شود.
هوش مصنوعی: تو میدانی که روح باغ ما همان اوست، پس مبادا که سرو جان آن از باغ ما کم شود.
هوش مصنوعی: همیشه او را تازه و سرسبز نگهدار و نعمتها و مهربانیهای خود را مدام بر او ببار.
هوش مصنوعی: اشاره به این دارد که شخصی در دین و دنیا از دانش و مقام بلندی برخوردار است و به خاطر نامهای بزرگ و مقدس، از احترام ویژهای برخوردار است.
هوش مصنوعی: وجود او در انسانها ناشناخته و بیگانه است، ولی جان آدمی به او افتخار میکند و به خاطر وجودش از او شادمان است.
هوش مصنوعی: او را همچون بهشتی جاویدان قرار ده، زیرا او خود بهشتهای فراوانی است که مفهومش برای دیگران گنگ و نامشخص است.
هوش مصنوعی: ای خدا، او را از رنجهای درونی و بیرونی بینیاز کن و از آلامش رها ساز.
هوش مصنوعی: جهان خوشحال است و به خاطر عیسی، از مریم شکرگزاری میکند.
هوش مصنوعی: دعایی که در دل وجود دارد و به زبان نمیآید، به عمق روح و وجود انسان مربوط میشود و خداوند، بر اساس آن، قسمتهای زندگیاش را تقسیم میکند.
هوش مصنوعی: تو را به جستجوی او و دعا کردن برایش ترغیب کن، زیرا تو از همه چیز آگاهتری و در نهایت تنها خداست که میداند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
به پاکی سید فرزند آدم
به نیکی رهنمای خلق عالم
درین محنت سرای شادی و غم
که گاهی ماژ باشد گاه ماتم
غمم غم بی و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
چو دانستم که گردندهست عالم
نیاید مرد را بنیاد محکم
پس آن بهتر که ما در وی مقیمیم
شبان و روز با هم مست و خرم
مرا زان چه که چونان گفت ابلیس
[...]
مبارک باد و میمون باد و خرم
همایون خلعت سلطان عالم
بلی خود خلعت سلطان بهرحال
مبارک باشد و میمون و خرم
ترا بیرون ز تشریف شهنشاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.