گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف
کز ترش رویی همیرنجد دلارام ظریف
گر همی انکار خود پنهان کنی بر روی تو
مینماید دشمنیها بر رخ تو لیف لیف
روز گردک بر رخ داماد میباشد نشان
از جمال او که نامش کرد رومی نیف نیف
چون خداوند شمس دین چوگان زند یارش کجاست
ور بر اسب فضل بنشیند کجا دارد ردیف
خوان و بزم هر دو عالم نزد بزم شمس دین
چون یکی کاسه پرآش و بر سر او یک رغیف
وان رغیف و آش و کاسه صدقه تبریز دان
از کمال و حرمت شهر شهنشاه شریف


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از جمال و مقام شمس دین اشاره میکند و نسبت به حسادتهای موجود ابراز نگرانی میکند. او میگوید اگر کسی خواستار دوری از او باشد، بهتر است سریعاً برود، زیرا حضور او برای دلهای لطیف و دوستداشتنی است. همچنین، مولانا از نشانههایی چون روز گردون یاد میکند که بر جمال شمس دین دلالت دارد و این زیبایی به دیگران نشان میدهد که هر که اسباب تسلیم را فراهم آورد، در حقیقت به بزم و مقام شمس دین میپیوندد. در نهایت، شاعر به جایگاه والای شمس دین در عالم هستی و کمال تبریز اشاره میکند و او را در مقام شهنشاه توصیف مینماید.
هوش مصنوعی: اگر تو با دل تنگ و ناراحت پیش ما بیایی، بهتر است زودتر بروی، ای دوست، چون از چهرهی عبوس تو، دل آرام و لطیف من ناراحت میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه بخواهی خود را پنهان کنی و انکار کنی، اما دشمنیها به وضوح بر چهرهات نمایان میشود.
هوش مصنوعی: روز، گردنبند زیبایی است که بر گردن داماد آویخته شده و نشان دهنده زیبایی اوست، به گونهای که نامش را به یاد رومیان میاندازد.
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند شمس دین به چنگ میزند، دوستش کجا است؟ و اگر بر اسب فضل بنشیند، چه کسی در کنار او قرار دارد؟
هوش مصنوعی: هر دو جهان، مانند یک ظرف پر از آش، در مهمانی شمسالدین در کنار هم قرار دارند و بر روی آن یک تکه نان گذاشته شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نان و غذا و کاسهای که صدقه داده میشود، نمایانگر ارزش و احترام شهر تبریز است و به عظمت و مرتبه بالای این شهر اشاره دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیف
قرص مهر و ماه پیشش هست جرمی بس کسیف
گرچه خوبان از ظرافت دلربائی میکنند
دلربائی کس ندیده همچو یار من ظریف
خوش نمایندم بهم ز انگشت خلقی چون هلال
[...]
یار ما را پیرهن از برگ گل باشد لطیف
از حریر پرتو مه بر رخش دارد نظیف
غنچهاش هر دم برد از آتش یاقوت آب
کی شود لعل بدخشان با لب لعلش حریف!
این چه نیرنگ است در بازار امکان از غمش
[...]
اعتکاف اندر گلستان جست باید ای حریف
جست باید ایحریف اندر گلستان اعتکاف
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.