ناگه از طبعم مشام دل شنید
بوی طوفان خیزی کون و مکان
بهر آن گردید نطقم نوحه گر
کز اجل دی میر زرین افسران
مالک گردون شکوه کامکار
کامل عالی سریر کامران
زین ملک و سلطانت سلطان حسین
شهسوار نامدار نوجوان
شد روان با هودج گردون اساس
بهر سیر ملک فردوس از جهان
زان الم انس و ملک یک سر شدند
اهل ماتم بر زمین و اسمان
وز پی سال وفاتش از جمل
بست دل گویا طلسمی در زبان
و آن طلسم از شانزده مصرع بود
کلک عاجل را ز فکرم بر زبان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مرثیه به یاد سلطان حسین، شاهزادهای نوجوان و نامدار مینویسد که بهناگاه جانش را از دست داد. او با توصیف حالتی دلنشین و دردناک از فراق، احساس غم و اندوه جامعه را نسبت به این فقدان عمیق بیان میکند. تصویر ماهیت زندگی و مرگ بهخوبی در شعر نمایان است و شاعر غم و ماتم ناشی از این ضایعه را بر دل و آسمان حس میکند. همچنین، او با اشاره به یک طلسم، نشانگر تأثیر ماندگار این واقعه بر احساسات و تفکرات خود است.
هوش مصنوعی: ناگهان روح من بوی طوفانی را حس کرد که در تمام جهان و هستی در حال وقوع بود.
هوش مصنوعی: برای همین بود که سخنانم به صورت ناله و اندوه در آمد، چونکه مرگ بر سرنوشت کسانی که تاج زرین بر سر دارند، سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: مالک آسمان، بزرگ و توانمند، کسی که به کمال رسیده و در اوج خوشبختی و موفقیت قرار دارد.
هوش مصنوعی: این میدان و حکومتت، فرزند حسین، جوانی است به نام شهسوار که در شهرت و مهارت بینظیر است.
هوش مصنوعی: روح با هودجی که نشانگر آسمان است، به سفر در ملک برتر و بهشت برین از این جهان میرود.
هوش مصنوعی: از آن درد و غم، انس و فرشتگان یک دل شدهاند و همهی اهل زمین و آسمان در حال سوگواری و اندوه هستند.
هوش مصنوعی: پس از سال وفات او، همگان با دلهای پریشان در پی یاد او هستند، گویی که زبان آنها تحت تاثیر یک طلسم قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: این طلسم از شانزده مصرع تشکیل شده است و به آسانی از اندیشهام بر زبان جاری میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یخچه میبارید از ابر سیاه
چون ستاره بر زمین از آسمان
چون بگردد پای او از پای دار
آشکوخیده بماند همچنان
عید فرخ باد بر شاه جهان
جاودانه شادمان و کامران
نعمتش پیوسته و عمرش دراز
دولتش پاینده و بختش جوان
سال و مه لشکرکش و لشکر شکن
[...]
ای مرا دیدار تو جان و جهان
بی تو هرگز نی جهان خواهم نه جان
ای جهان جان چه شادی باشدم
چون نباشی با من ای جان جهان
ای بسان حور و آئین پری
[...]
ای آفتاب حسن تو را آفتاب
سجده برد همچو من از آسمان
خردی تو و بزرگ تو را پایگاه
سال تو اندک و تو بسیار دان
چو آفتاب خردی در چشم خلق
[...]
روی بخت خواجه خرم همچو گل
باد تا هر سال گل آرد جهان
بسته دولت عهد با دورانش باد
تا بود پیوسته با دوران زمان
باد حاجت خرمی را با دلش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.