محیط دولت اقبال خواجه میر حسن
که بود تاجر فرزانهای چو او نادر
چو بیثباتی ویرانهٔ جهان دانست
زدود نقش فریبش ز صفحهٔ خاطر
وزین سراچه فانی قدم کشید و رسید
ز سیر عالم باقی به نعمت وافر
چو خواست دل که برد ره به گنج تاریخش
وزین مقوله شود نکتهای بر او ظاهر
به رمز نکتهرسی گفت خواجه میر حسن
گذشت از سر ویرانه جهان آخر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ شخصیتی به نام خواجه میر حسن است که تاجر فرزانهای میباشد. او به ناپایداری جهان پی میبرد و تصمیم میگیرد تا از تظاهرات فریبندهٔ دنیا فاصله بگیرد. به همین دلیل، از زندگی زودگذر دنیوی خارج میشود و به سوی جهانی دائمی و مملو از نعمت میرود. در نهایت، او به تأمل در تاریخ و حقیقت وجود میپردازد و نکتهای عمیق در بارهٔ گذر از ویرانگی جهان به دست میآورد.
هوش مصنوعی: محل زندگی و موفقیت خواجه میر حسن، تاجر هوشمند و با درایتی مثل او، بسیار کم پیدا میشود.
هوش مصنوعی: وقتی فهمید که دنیا بیثبات است و به ویرانی میانجامد، تصویر فریبندهاش را از ذهن خود پاک کرد.
هوش مصنوعی: از این خانه فانی پا به بیرون گذاشت و به نعمتهای بسیار در دنیای باقی دست یافت.
هوش مصنوعی: وقتی دل بخواهد که به گنجینهای از تاریخ دست یابد، نکتهای از این موضوع روشن و نمایان میشود.
هوش مصنوعی: خواجه میر حسن به طرز زیرکانهای اشاره کرد که از خرابیهای این دنیا عبور کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چگونه برخورم از وصل آن بت دلبر
که سوخت آتش هجرش دل مرا در بر
طمع کند که ز معشوق برخورد عاشق
بدین جهان نبود کار ازین مخالفتر
از آنکه عاشق نبوَد کسی که دل ندهد
[...]
فسانه گشت و کهن شد حدیثِ اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر
فسانهٔ کهن و کارنامهٔ به دروغ
به کار ناید رو در دروغ رنج مبر
حدیثِ آنکه سکندر کجا رسید و چه کرد
[...]
بنوبهار جوان شد جهان پیر ز سر
ز روی سبزه بر آورد شاخ نرگس سر
خزان جهان را عهد ار چه کرده بود کهن
بهار عهد جهان باز تازه کرد ز سر
هوا نشاند ببرگ شکوفه در، یاقوت
[...]
پلی شناس جهانرا و نو رسیده براو
مکن عمارت و بگذار و خوش ازو بگذر
کرا شنیدی و دیدی که مرگ دادامان
ز خاص و عام و بدو نیک و از صغیر و کبر
اگر هزار بمانی و گر هزار هزار
[...]
بفال سعد و خجسته زمان و نیک اختر
نشسته بودم یک شب بباغ وقت سحر
ز باختر شده پیدا سر طلایۀ روز
کشیده لشکر شب جوق جوق زس خاور
فلک چو بیضۀ عنبر نمود و انجم او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.