زهی بر حشمت گردون اساست
ز حیرت دیدهٔ افلاک خیره
به من لطف دی و امروزت آخر
چه باشد گر بود بر یک و تیره
نمائی گر به جای لطف موعود
عطائی از عطایای صغیره
شود جود تو را مقدار ناقص
شود طبع تو را آهسته تیره
قضای حاجت من گر ثوابست
برای روز بد بادت ذخیره
دراز بخت من ناکس گناهست
گناهی میکنی باری کبیره



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ستایش بزرگی و جلال خداوند میپردازد و از حیرت خود در برابر آسمان و افلاک سخن میگوید. او به لطف و رحمت الهی اشاره میکند و از خواستههای خود سخن میگوید، در حالی که میداند تواناییهای انسانیاش محدود است. شاعر از بخت بد خود و گناهانش حسرت میخورد و از خداوند میخواهد که برای او ذخیرهای از خیر و برکت در روزهای سخت فراهم کند. در نهایت، او با توبه و اعتراف به گناهانش، به دنبال رحمت و بخشش الهی است.
هوش مصنوعی: زندگی در عظمت و قدرت آسمانی، شگفتی را در چشمهای ستارهها به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: به من امروز نیکی کن و ببین در آینده چه بر من خواهد گذشت، اگر روزگار بر من تیره و تار شود.
هوش مصنوعی: اگر به جای لطف و مهربانی محبوب، چیزی از نعمتهای کوچک و جزئی به من بدهی، برایم کافی نیست.
هوش مصنوعی: اگر سخاوت تو کم شود، طبیعت تو به آرامی تیره و تار خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر برآورده شدن خواستهام پاداشی دارد، پس برای روزهای سخت آیندهام ذخیرهاش کن.
هوش مصنوعی: بخت بلند من به بدی است، چرا که تو گناهی میکنی که سنگین و بزرگ است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دو چشم دایه بر وی ماند خیره
جهان بر هردو چشمش گشت تیره
برون آوازه داری چون مبیره
درونت چون برون دیگ تیره
نصیرالدین طوسی را نبیره
که عقل از خلقت او گشته خیره
ز درگه خاست آواز تبیره
شدندش سروران یکسر پذیره
چهی چون گور ظالم تنگ و تیره
ز تاریکیش چشم عقل خیره
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.