خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم
حرفی ز من بپرسی و من بیزبان شوم
وقت سخن تو غرق عرق گردی از حجاب
من آب گردم و ز خجالت روان شوم
یاری به غیر کن که سزای وفای من
این بس که ناوک ستمت را نشان شوم
در کوی خویش اگر ز وفا جا دهی مرا
سگ باشم ار جدا ز سگ آستان شوم
جورت که پیش محتشم از صد وفا به است
من سعی میکنم که سزاوار آن شوم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وفاداری سخن میگوید و به احوالات خود در مواجهه با معشوق اشاره میکند. او آرزو دارد که با شیرینی کلامش توجه معشوق را جلب کند و برای او در برابر دیگران خجالت بکشد. همچنین درخواست میکند که در صورت وفاداری، حتی در صورت بیوفایی، به او رحم شود و او را از خود نراند. در نهایت، شاعر میکوشد که به مقام و ارزش وفاداری نزدیک شود و خود را شایسته عشق معشوق بداند.
هوش مصنوعی: خوشبختانه اگر زبان من با تو شیرین و دلنشین شود، وقتی از من سوالی بپرسی، من از شدت شرم و خجالت نتوانم جواب بدهم.
هوش مصنوعی: وقتی تو در حال صحبت هستی و از شدت خجالت عرق میکنی، من از حجاب خودم آب میشوم و از شرم و خجالتی که دارم، اشک میریزم.
هوش مصنوعی: اگر به کسی دیگر کمک کنی، جزای وفاداری من این است که نشانهٔ تیر ستم تو شوم، یعنی هدف تیرهای بدخواهی تو قرار گیرم.
هوش مصنوعی: اگر در محلهات با وفا برخورد کنی و مرا در جمع خود بپذیری، حتی اگر در نظر دیگران به اندازهی یک سگ بیارزش باشم، باز هم از آستان تو دور نمیشوم.
هوش مصنوعی: محتشم میگوید که وفای تو (جورت) نسبت به من از صد وفا هم بهتر است، و من تلاش میکنم که شایستهی آن محبت باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
تا چند از مدار جهان سرگران شوم
در بین ما و دوست به جز خود حجاب نیست
آن به که بگذرم ز خود و از میان شوم
زندان تن گذارم و این خاکدان دون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.