به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز
فشاند دست که این وقت آن نبود هنوز
ز صبر او دل من آب شد که دی ره صلح
گشوده بود و به من لب نمیگشود هنوز
دگر سحر که ازو بوسه خواه شد که ز حرف
لبش به جنبش و حسنش به خواب بود هنوز
نموده بود به من غایبانه رخ آن دم
که در بساط به کس رخ نمینمود هنوز
من از قیامت هجران به دوزخ افتادم
به مهد امن و امان کافر و یهود هنوز
دمی که حور و پری سجدهٔ تو میکردند
نکرده بود بشر را ملک سجود هنوز
طپانچه زده خورشید عارضت مه را
که هست از اثر آن رخش کبود هنوز
دمی که نوبت عشقت زدم به ملک عدم
نبود در عدم آوازهٔ وجود هنوز
چو محتشم به گدائی فتادم از تو ولی
گدایی که ازو وحشتم فزود هنوز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از آتش عشق و عذابی که از هجران محبوب خود میکشد، سخن میگوید. او با اشاره به حال دل خود، از صبر و امید به وصال مینویسد در حالی که هنوز لب از عشق محبوب نمیگشاید. شاعر به احساس خفقانی اشاره میکند که حتی در شرایطی با عظمت، انسانها به سجود بر سر محبوب نمیزنند. همچنین، او به عجز و بینیازی خود به عنوان یک گدا از محبوب اشاره میکند و بیان میکند که در این حال، احساس وحشت و ترس او بیشتر شده است.
هوش مصنوعی: من هنوز در آتش عشقش نسوختهام، ولی دستش به سوی من دراز شده است، در حالی که زمان مناسب برای این کار هنوز نرسیده است.
هوش مصنوعی: از صبر او، دل من سخت ناراحت و پریشان شد. دیروز راه صلح و آشتی باز شده بود، اما او هنوز به من جواب نمیدهد و لب به سخن نمیگشاید.
هوش مصنوعی: در صبح دیگری، کسی انتظار بوسهای را دارد که از لبهای او برمیآید، در حالی که هنوز زیباییاش در خواب است و حرکاتش آرام و لطیف است.
هوش مصنوعی: روزی در سحنهای که کسی حاضر نبود و چهرهای به نمایش نمیآمد، او به طرز گمنامی چهرهاش را به من نشان داد.
هوش مصنوعی: من از دوری محبوب حسرتبار به وضعی سخت و عذابآور گرفتار شدم، حال آنکه در کنار من، کافر و یهودی در نعمت و آرامش زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: در زمانی که حور و پری در برابر تو سجده میکردند، هنوز ملک (فرشتگان) برای انسان سجده نکرده بودند.
هوش مصنوعی: خورشید چنان درخشانی به چهره تو تابیده که به خاطر آن، نور ماه هنوز تحت تأثیر قرار گرفته و رنگش تغییر کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو را به یاد آوردم، در دنیای بیوجودی هم صدای وجود تو را احساس کردم.
هوش مصنوعی: به رغم اینکه در وضعیت دشواری قرار دارم و نیازمند کمک تو هستم، اما احساس میکنم که این نیاز به کمک و درخواست من، به جای آرامش، اضطراب و وحشتم را بیشتر کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
محل رخ ز می افروختن نبود هنوز
به گرد مشگ نیالوده دامن رخسار
به باده بود لب آلودن تو زود هنوز
که شد به می سبب آلایش وجود تو را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.