به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
ز مضطرب شدن من زمین به لرزه درآید
به دشت و کوه چو از داغ عشق گریم و نالم
ز خاک لاله بروید ز سنگ ناله برآید
ز غمزه تیر نگه دیر در کمان نهد آن مه
ولی هنوز بود در کمان که بر جگر آید
نشانه گم شود از غایت هجوم نظرها
چو تیر غمزه آن شوخ از کمان بدر آید
گمان می کشی اش آتشم به خرمن جان زد
نعوذبالله از آن دم که مست در نظر آید
تو را به بر من کوتاه دست چون کشم آسان
که با خیال تو دستم به زور در کمر آید
زمانه خوی تو دارد که تیزتر کند از کین
به جان محتشم آن نیشتر که پیشتر آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عذاب عشق و دلتنگی خود سخن میگوید و میگوید که عشق آن بتی که به دلش نشسته، او را به شدت آشفته کرده است. او از غم و اندوهی که بر او مستولی شده، ناله میکند و احساس میکند که این داغ عشق باعث بروز زلزله در زمین میشود. شاعر اشاره دارد که تیر غمزهی آن معشوق، به قدری قوی است که به راحتی او را به زمین میزند. در نهایت، او از کین و دشمنی زمانه سخن میگوید و این حس را دارد که زمانه با خوی خود، کینههای بیشتری را به دلش به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اگر معشوق من، حتی با یک رقیب، از کنار من بگذرد، زمین از شدت ناراحتی من به لرزه در خواهد آمد.
هوش مصنوعی: وقتی که از شدت عشق در دشت و کوه اشک بریزم و ناله کنم، از زمین لالهها میرویند و از دل سنگها نالهها به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و جذاب او همچون تیر در کمان است که دیر میرسد، اما هنوز قدرت آسیب رساندن به دل را دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که نگاهها به شدت به همدیگر میافتند، نشانهها گم میشوند؛ درست مانند اینکه تیر یک چشمک زدن زیبا ناگهان از کمان خارج میشود.
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که من آتشام و به جانم آسیب میزنم، ولی از آن لحظهای که مست به نظر میرسم، نباید این فکر را داشته باشی.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو و برای نزدیکتر شدن به تو، به خودم قدرت میدهم و میتوانم به راحتی بر خودم مسلط شوم؛ چرا که وقتی به یاد تو هستم، احساس میکنم توانایی بیشتری پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: زمانه به نوعی تو را میشناسد که میتواند از انتقام به جان دیگران خدشه بزند، و این آسیب زمانی بیشتر میشود که زودتر به سراغ تو بیاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید
من آفتاب ندیدم که ماه ماه برآید
قدم کند از بیم پاس غیر توقف
به من گهی که ازان غمزه قاصد نظر آید
ز ناز داده کمانی به دست غمزه که از وی
[...]
که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
کلاه کج نهد از ناز و بر سرگذر آید
رسید بار دگر بار حسن حکم چه باشد
دگر که از نظر افتد که باز در نظر آید
ز سوی مصر به کنعان عجب رهیست که باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.