به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
به تو دود آهی مه من ز نیازمندی نرسد
سم توسنت کز همه رو شد سجده فرمای بتان
نرسد به جائی که بر آن سر بلندی نرسد
چو به قصر تو کسی نگرد سر کنگران
ز جفا به جائی بر سلطان که به آن کمندی نرسد
میلت در آئین جفا چه بلاست ای سرو که تو را
نرسد به خاطر ستمی که به مستمندی نرسد
عجبست بسیار عجب که رسد به بالین طرب
سر من که در ره طلب به مستمندی نرسد
من و گریهٔ تلخی چنین چه عجب گر از تلخی این
به لب من غصه گزین لب نوشخندی نرسد
شده محتشم تا ز جنون ز حصار قرب تو برون
نرود زمانی که بر آن ز زمانه بندی نرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش معشوق و ذکر مصائبی که بر دل عاشق میگذرد، میپردازد. او میگوید که وجود معشوق از هر گزند و آسیب در امان است و درد دلش با اندوه و نیازمندی همراه است. شاعر بیان میکند که نزد معشوق کسی نمیتواند کمترین رنجی برساند و با اشاره به احساساتش نشان میدهد که محبت و درد جدایی چقدر بر او فشار میآورد. او به تلخی اشک و ناکامی در عشق اشاره کرده و با تسلط بر زبان شاعری، درختی از غم و طرب را در دل پرورانده است. در پایان، شاعر بیان میکند که از شدت عشق دچار جنون شده و امیدی به رهایی از قید زمانه ندارد.
هوش مصنوعی: وجود تو پاک و بیگناه است و هیچ آسیبی از بدیها به تو نخواهد رسید؛ همچنین، به خاطر نیاز من هیچ ناراحتی و غمی به تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی به مقام و مرتبهای بالاتر از دیگران دست یابد، نمیتواند به دیگران به گونهای سجده کند که به آن مرتبه نزدیک شود. در واقع، کسی که در اوج است، نمیتواند به تملق و ستایش دیگران بپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به قصر تو نزدیک نمیشود، از زحمات و سختیها به جایی نمیرسد که بتواند به سلطنت تو آسیب بزند یا تو را تحت تاثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: عشق و خواستههای تو در راه ظلم و ستم چقدر سخت و دردآور است ای سرو. تو به خاطر زحمتی که به کسی که در تنگنا و نیاز است نمیرسی، واقعاً در افکار و احساساتت چه بلایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: تعجبآور است که در لحظههای خوشی و شادی، من که در تلاش برای رسیدن به مطلوب خود هستم، به حالتی از سرمستی نخواهم رسید.
هوش مصنوعی: من و صدای گریهای تلخ، چه تعجبی دارد اگر از این تلخی غم به لب من نمیرسد، ولی لبخند شیرین به من نمیدهد.
هوش مصنوعی: محتشم به خاطر عشق و دیوانگیاش نمیتواند از دوری تو و حصار محبتت جدا شود، و این جدایی تا زمانی که تقدیر به او اجازه ندهد، ادامه خواهد داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.