خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
گشاده روی سحرگه ز خواب برخیزد
علیالصباح نشیند چو مه به مجلس می
شبانه با رخ چون آفتاب برخیزد
ز تاب می گل رویش چنان برافروزد
که سنبل سر زلفش ز تاب برخیزد
بیاد آن مه خرگه نشین چو بارم اشگ
به شکل خوی که از آن صد حباب برخیزد
شبی بود که چو از خواب دیده بگشایم
به دیدهام تو نشینی و خواب برخیزد
بهر زمین که خرامی چو آهوی مشگین
ز خاک رایحه مشگ ناب برخیزد
چو محتشم ز دل گرم اگر برآرم آه
ز دود آن همه بوی کباب برخیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای معشوقهای میپردازد که به هنگام صبح از خواب برمیخیزد. او تصویر میکند که معشوق با رویی گشاده و درخشان چون ماه به مجلس مینشیند و زیباییاش به حدی است که گلها و سنبلها نیز تحت تأثیر تابش آن میفروزند. شاعر با یادآوری این زیباییها، اشکهایی از شوق و حسرت بر دل خود میریزد و به تبعیت از معشوق احساساتی عمیق را تجربه میکند. در نهایت، او آرزومند است که به این زیباییها بار دیگر دست یابد و بویی خوش از آن یادگارهای عشق در فضایش جاری شود.
هوش مصنوعی: مبارک است شبی که زیبایی چهرهاش از پس تیرهگیها نمایان شود و در صبحگاه، با چهرهای باز از خواب بیدار شود.
هوش مصنوعی: در اوایل صبح، مانند ماه در مجلس شبانه نشسته و با چهرهای چون آفتاب درخشیده، برمیخیزد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشندگی چهرهاش، آنچنان شوری به وجود میآورد که حتی سنبلهای روی موهایش هم به حرکت درمیآیند.
هوش مصنوعی: به یاد آن ماهی که در خویش نشستهام، اشکهایم بهگونهای ریزش میکنند که از آن، صدها حباب به وجود میآید.
هوش مصنوعی: شبی بود که وقتی چشمانم را باز کردم، دوست داشتم تو را ببینم و خواب به طور کامل از یادم برود.
هوش مصنوعی: هر جا که بر زمین قدم میزاری، مانند آهوهای مشکی، بوی خوش عطر را از خاک به مشام میرسانی.
هوش مصنوعی: اگر از دل گرم و شاداب محتشم آهی برآورم، بخار آن باعث میشود بوی کبابی دلپذیر در فضا پخش شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزد
ز ذره ذره هزار آفتاب برخیزد
جهان ز فتنهٔ بیدار رستخیز شود
چو چشم نیمخمارش ز خواب برخیزد
به مجلسی که زند خنده لعل میگونش
[...]
سپیده دم که جهانی ز خواب برخیزد
نقاب شب ز رخ آفتاب برخیزد
ز باد صبح که بر اوج آسمان گذرد
ز روی شاهد مشرق نقاب برخیزد
رود به راه رهاوی رباب مطرب صبح
[...]
به روی خوب تو هرکس ز خواب برخیزد
اگر ستاره بود آفتاب برخیزد
چنین که چشم ترا خواب ناز سنگین است
عجب که صبح قیامت ز خواب برخیزد
همان قدر مرو ای مست ناز از سر من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.