جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
خاطری کز تو فراغت طلبد خاطر نیست
سالکی را که دل از کف نبرد جذبۀ شوق
گرچه عمری بسلوک است ولی سائر نیست
دیده ای را که بود جز به تو هر سو نظری
بخدا در نظر اهل نظر ناظر نیست
مرغ دل در قفس سینه که سینای تو نیست
گرچه دستان زمانست ولی ذاکر نیست
دل ارباب حضور و هوس حور و قصور
حاش لله که چنین همتشان قاصر نیست
هر که در دام تو افتاد بگردید خلاص
عشق را اول اگر هست ولی آخر نیست
دل بمعمورۀ حسن تو بود آبادان
گرچه از باده خرابست ولی بائر نیست
مفتقر را مگر از بند، تو آزاد کنی
بال و پر بسته چه پرواز کند، قادر نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت دلبستگی و شوق خود به معشوق را ابراز میکند. او تأکید میکند که هیچ چیز غیر از وجود محبوب برای دل و جانش خوشایند نیست و هیچ خاطری نمیتواند آسایش را برایش به ارمغان آورد. با تصویرسازیهایی از عشق و حال و هوای سالک در جستوجوی محبوب، شاعر نشان میدهد که هر که در دام عشق او گرفتار شده، دیگر چارهای جز تسلیم ندارد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی دلهای زیبا و جذاب در برابر جذبهٔ محبوبش ناتوان و قاصر هستند.最终,他指出,即使心中充满了爱情的醉意,仍然不会失去存在的必要。
هوش مصنوعی: بغیر از عطر تو، دل و جان هیچ بویی را نمیپسندند و کسی که بخواهد از تو دوری کند، در واقع دلش شاد نمیشود.
هوش مصنوعی: افرادی که در جستجوی حقیقت هستند و دلی از عشق ندارند، هرچند که سالها در این راه قدم گذاشتهاند، واقعاً مسافر حقیقی نیستند.
هوش مصنوعی: چشمی را تصور کن که جز برای تو به هیچ چیز دیگری نگاه نمیکند. به خدا، از دید اهل بصیرت، این نگاه هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای در قفسی است که سینهات را نمیتواند ببیند. هرچند وقت در حال حرکت است، اما به یاد تو نیست.
هوش مصنوعی: دل ارباب در جستجوی محبتی واقعی و لذتی فراتر از زیباییها و کاخهای دنیوی است. کاش که اراده و شوق این بزرگواران محدود نباشد و به بلندپروازیهای معنوی برسند.
هوش مصنوعی: هر کس که در محبت تو گرفتار شد، باید دنبال آزادی بگردد. عشق در ابتدا ممکن است موجود باشد، اما در نهایت به نظر میرسد که پایان ندارد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی تو پر از شادابی و زندگی است، هرچند که به خاطر شراب کمی آسیب دیده، اما هنوز خراب نشده است.
هوش مصنوعی: تنها با آزاد کردن یک فرد بیپناه از قید و بند، میتوان به او کمک کرد که پرواز کند، زیرا بدون آزادی، او قادر به پرواز نخواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بزرگی که در آفاق تو را دیگر نیست
وز همه عالم چون گوهر تو گوهر نیست
بی جوار در تو مرد درم را زر نیست
بی وجود کف تو مرغ کرم را پر نیست
گر فلک خوانمت از جاه روا باشد از آنک
[...]
کیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیست
یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست
نه حلالست که دیدار تو بیند هر کس
که حرامست بر آن کَش نظری طاهر نیست
همه کَس را مگر این ذوق نباشد که مرا
[...]
مخور ای ابن یمین غم چو وفاقت برسد
بحضور عم و خال و پدر و مادر نیست
هر وفاتی که بسلطانیه واقع گردد
تو یقین دان که بفریومد از آن خوشتر نیست
هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
گرچه بر منظرش ادراک نظر قادر نیست
ایکه از ذکر به مذکور نمیپردازی
حاصل از ذکر زبان چیست چو دل ذاکر نیست
نسبت ما مکن ای زاهد نادان به فجور
[...]
هر که را نقش خط و خال تو در خاطر نیست
گر دم از مشک زند خاطر او عاطر نیست
صورتت مظهر من است ولی این معنی
همچو حسن دگران بر همه کی ظاهر نیست
ساکن کوی تو از دور رخت بیند و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.