هرجا که بسوی تو می بینم
یک جا همه روی تو می بینم
دریای محیط دو گیتی را
یک قطره ز جوی تو می بینم
طغرای صحیفۀ هستی را
در طرۀ موی تو می بینم
ارکان اریکۀ حشمت را
در کعبۀ کوی تو می بینم
از صبح ازل تا شام ابد
یک نعمه ز هوی تو می بینم
نبود عجب ار خم گردون را
سرشار سبوی تو می بینم
من مفتقر سودا زده را
شوریدۀ بوی تو می بینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق صحبت میکند. او هر جا که مینگرد، زیبایی و وجود معشوق را مشاهده میکند و همه چیز را به او نسبت میدهد. در نگاه شاعر، طبیعت و تمام پدیدههای هستی زائیدهی وجود معشوقاند و تمامی نیکیها و نعمتها در او تجلی پیدا میکند. او خود را در حالتی از عشق و شوریدگی توصیف میکند که به خاطر این وابستگی، دچار حالتی از از دست دادن خود است.
هوش مصنوعی: هر کجا که نگاه میکنم، در هر مکان، فقط تصویر تو را میبینم.
هوش مصنوعی: من دریاچه وسیع و بیپایان دنیا را فقط یک قطره از جوی وجود تو میبینم.
هوش مصنوعی: من در تار موی تو نشانههای زندگی و وجود را میبینم.
هوش مصنوعی: من نشانههای عظمت و شکوه را در کعبۀ محل تو مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: از آغاز خلقت تا پایان دنیا، من همیشه یک نعمت از زیبایی تو را میبینم.
هوش مصنوعی: شگفتی ندارد اگر میبینم که به خاطر تو، عالم مانند کوزهای پر از شراب پر است.
هوش مصنوعی: من، که از عشق و حسرت به تو دچار شدهام، خود را دیوانه و مجنون مییابم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.