رسوای زمانه «زبانم» کرد
فاش این همه راز نهانم کرد
با این همه نتوانم گفت
عشق تو چنین و چنانم کرد
گیرم که زبان بندم از عشق
با اشک روان چه توانم کرد
آهم چه زبانه کشد بکند
بالاتر از آنچه زبانم کرد
رخسارهٔ زرد گواه دل است
کهآتش گل سرخ به جانم کرد
سودای تو در بازار جهان
آسوده ز سود و زیانم کرد
شوری بهسرم شیریندهنی
افکند، و شکر بهدهانم کرد
من مفتقر پیرم از غم
عشق تو دوباره جوانم کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از مشکلاتی که عشق به او وارد کرده سخن میگوید. او به رسوایی و فاش شدن رازهای پنهانش اشاره میکند و احساس میکند که حتی اگر زبانش را در ازای عشق ببندد، اشکهایش به او نمیگذارند. عشق معشوقش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و به او شور و شوقی تازه بخشیده است. همچنین، او با وجود فقر و غم، به لطف عشق معشوقش حس جوانی و شادابی را دوباره پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: زمانه مرا رسوا کرد و زبانم ناخواسته همه رازهای پنهانم را فاش ساخت.
هوش مصنوعی: با این حال، نمیتوانم بگویم که عشق تو چه تاثیری بر من گذاشته است.
هوش مصنوعی: حتی اگر عشق مرا ساکت کند و اشکهایم بیفتند، من چه کاری از دستم برمیآید؟
هوش مصنوعی: آه من به قدری عمیق و تاثیرگذار است که میتواند احساسات و واژههایی را بیان کند که فراتر از آنچه خودم توانستم بیان کنم، خواهد رفت.
هوش مصنوعی: چهرهٔ زرد من نشانهای است از احوال قلبم، که آتش گل سرخ، به جانم آسیب زده است.
هوش مصنوعی: عشق و شوق تو در دنیای پرهیاهو، مرا از نگرانیهای مالی و زیان و سود رها کرده است.
هوش مصنوعی: احساسی پرشور در وجودم ایجاد شد و کلامی دلنشین به من الهام شد که مانند شکر بر زبانم جاری میشود.
هوش مصنوعی: من در عشق تو به شدت ناراحت و ناامید شدهام، اما این عشق دوباره به من حیات و جوانی بخشیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.