ای بسته دل اندر خوان طمع
وی خسته تن از پیکان طمع
ای مرغ دلت پیوسته کباب
از نائرۀ سوزان طمع
فریاد که آب رخت را ریخت
بر خاک مذلت، نان طمع
حیف است یوسف طبع عزیز
در بند و غل زندان طمع
از گنج قناعت بی خبری
ای دل که شدی ویران طمع
یا آنکه بنه دندان به جگر
یا آنکه بکش دندان طمع
یا گوش بهر بد و نیک بده
یا آنکه به بند زبان طمع
بر حالت مفتقرت جانا
رحمی کن و بستان جان طمع



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تاثیرات منفی طمع بر روح و جان انسان میپردازد. او دل و جسم خسته و زخمی را به تصویر میکشد که تحت فشار طمع قرار دارند و از آزادی و قناعت بیبهرهاند. بیان میکند که طمع باعث ویرانی دل شده و انسان را در بند و غل میزند. در نهایت، شاعر از معشوق درخواست میکند که با رحمت خود، جان او را از این طمع رهایی بخشد.
هوش مصنوعی: ای دل که در انتظار آرزوها هستی و به خاطر طمع به زحمت افتادهای، بدان که این طمع همچون پیکانی به تو آسیب میزند.
هوش مصنوعی: ای پرنده دل، همیشه در آتش تمنا میسوزی و در حال کباب شدن هستی.
هوش مصنوعی: فریاد بزنید، که آب رخت بر خاک ننگ و ذلت ریخته شده و نان در نتیجه طمع و حرص به دست آمده است.
هوش مصنوعی: حیف است که فردی با استعداد و ذو الفنون در اثر هوس و طمع به اسارت بیفتد.
هوش مصنوعی: ای دل، تو از زیبایی قناعت ناآگاهی و به خاطر طمع، ویران و بینصیب شدهای.
هوش مصنوعی: یا باید با دلدرد خود بسازی و تحمل کنی، یا اینکه آرزوها و خواستههای نابجا را رها کنی.
هوش مصنوعی: یا گوش خود را برای شنیدن خوب و بد باز کن، یا اینکه در دام زبان و طمع گرفتار نشو.
هوش مصنوعی: ای جانا، به حال دل شکستهام رحم کن و آرزوهای بیپایهام را از من بگیر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.